از خدايانشان بيزارى جستند و به خدا روى آوردند و به كفر و شرك ، عليه خود اقرار كردند . البتّه ، اين در حالى بود كه تكليف قطع و دروازهء توبه ، بسته شده بود .
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ .
خداوند پس از آنكه به هلاكت آنان در دنيا اشاره كرد ، بيان مىدارد كه آنها در قيامت نيز مورد سؤال قرار مىگيرند و نيز از پيامبرانى كه به سوى آنان فرستاده شده پرسيده مىشود و اين پيامبران عليه آنها گواهى مىدهند .
فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَ ما كُنَّا غائِبِينَ .
خدا تنها به پرسيدن از خود اين مشركان و پرسيدن از پيامبرانى كه به سوى آنها فرستاده شده ، بسنده نمىكند ، بلكه تمام گفتارها و كردارهاى آنها را نيز برايشان بازگو مىكند : « روزى كه خدا همگان را زنده مىكند ، آنان را از كارى كه كردهاند آگاه مىسازد . خدا اعمال آنها را شماره كرده است ، هرچند خود از ياد بردهاند و خدا ناظر بر هر چيزى است » . « 1 »
هدف از اين كار ، افزايش اندوه كافران است و اينكه احساس كنند عذاب و خشم خداوند ، كيفر گناهان و سرپيچى آنان است .
ترازوى اعمال
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ .
در اينباره كه مراد از ترازويى كه خداوند در آن اعمال مردم را وزن مىكند چيست ، سخن زياد گفته شده است . حتّى برخى گفتهاند : اين ترازو يك زبان و دو كفه دارد . امّا آنچه ما از اين واژه مىفهميم البته خدا داناتر است اين است كه مقصود از آن ، معيارى است كه فرمانبردار را از گناهكار و پاك را از ناپاك جدا مىسازد و اين معيار ، همان امر و نهى خداست . وقتى كه هنگامهء حساب و بازپرسى فرارسد به انسان نگريسته مىشود كه چهچيز را انجام داده و چهچيز را ترك كرده است و ميان كرده و ناكردهء او ، و امر و نهى خدا مقايسه مىشود ، اگر كرده و ناكردهء او با امر و نهى خدا منطبق شد ، وى از كسانى خواهد بود كه ترازوى اعمالشان
هامش
( 1 ) . مجادله ( 58 ) آيهء 6 .