تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧

تفسير

خداوند در آيات پيشين اشاره كرد كه مشركان از طريق حدس و پيروى از خواسته‌هاى نفسانى ، حلال و حرام مىكردند و نيز از روى نادانى و دروغ بستن به خدا نسبت شرك به او مىدادند . خداوند با منطق عقل و فطرت به آنان پاسخ داد و برخى از محرّمات را نام برد كه عبارت بودند از : مردار ، خون ريخته شده ، گوشت خوك و حيوانى كه بدون بردن نام خدا ذبح مىشود . خدا در اين آيات سه‌گانه ، بخشى از محرّمات را ، كه از ديدگاه تمام شريعت‌هاى آسمانى حرام مىباشند ، ياد كرده و نيز در كنار اين محرّمات برخى از واجبات را ؛ نظير رعايت عدالت در پيمانه و وزن ، وفاى به عهد و پيروى از عدالت . بديهى است هرچيزى كه فعلش واجب باشد ، ترك آن حرام و هرچه فعلش حرام ، ترك آن واجب خواهد بود . برخى از مفسران بر محتواى اين آيات سه‌گانه ، عنوان « ده فرمان » را اطلاق كرده‌اند .

ده فرمان

1 .
قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً .
خداوند در ابتدا اصل اوّل عقيده را بيان مىكند كه عبارت است از : نفى شرك ، كه مساوى است با ثبوت توحيد ، و تمام اصول و فروع دين به همين اصل برمىگردند و تمام حقوق و واجبات از آن سرچشمه مىگيرند و همهء طاعت‌ها و كارهاى نيك با آن پذيرفته مىشوند . معناى توحيد در اين سخن خدا خلاصه مىشود : « نيست همانند او چيزى » نه در ذات ، نه در صفات و نه در افعال . 2 .
وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً .
خداى سبحان سفارش دربارهء پدر و مادر را با سفارش دربارهء ربوبيّت يگانهء خود توأم آورده است ، تا بدين‌وسيله اعلام كند كه احسان به اين دو نيز در نوع خود بايد يگانه باشد . گويى خدا فرموده است : به خدا شرك نورزيد و با