تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ .
رازى مىگويد : « اين چهارمين نوع از انواع قضاوت‌هاى فاسد آنها به‌شمار مىرود ( سه نوع آن در آيهء سابق بيان شد ) آنان دربارهء بچه‌هايى كه در شكم بحيره‌ها و سائبه‌ها بود « 1 » مىگفتند : آنچه از اين شترها زنده به دنيا بيايند تنها از آن مردان باشند و زنان نبايد از آنها بخورند و آنچه مرده به دنيا آيد ، مردان و زنان در آن شريكند .
سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ .
مراد از اين جمله وعدهء عذاب است .
إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ .
تا كيفر واقعا به اندازهء حكمت و بر حسب استحقاق باشد .
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ .
كدامين عمل ، سفيهانه‌تر از آن است كه پدر ، پسرش را با كارد خودش ذبح كند و يا او را زنده زير خاك پنهان سازد . جملهء
« بِغَيْرِ عِلْمٍ »
تأكيد بر سفاهت است . زيان كسانى كه فرزندان خود را مىكشند ، در دنيا ، عبارت است از : كشته شدن فرزندانشان و تباه شدن زندگى اجتماعى آنها . امّا زيان آنها در آخرت به مراتب دردناك‌تر و تلخ‌تر است .
وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ .
روزى خدا را كه عبارت بود از : زراعت و چهارپايان حرام كردند ؛ زيرا تصور مىكردند آنها حرامند .
افْتِراءً عَلَى اللَّهِ ؛
زيرا اين تحريم از سوى آنان بود و نه از سوى خدا .
قَدْ ضَلُّوا وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ ؛
يعنى به هيچ‌گونه خير و ارشاد راه نيافتند . رازى مىگويد : « خدا هفت چيز را ياد كرده كه هركدام از آنها سبب تام براى نكوهش است و آنها عبارتند از : زيانكارى ، كم‌خردى ، نادانى ، حرام كردن حلال خدا ، دروغ بستن به خدا ، گمراهى و عدم هدايت » . آن‌گاه رازى مىگويد : ثابت شد كه خدا كسانى را كه فرزندان خود را مىكشند و حلال خدا را حرام مىسازند با اين صفات هفتگانه ، كه موجب بدترين نوع نكوهش مىباشند ، نكوهش كرده است و اين نهايت درجهء مبالغه در مذمّت است » . ما از رازى مىپرسيم : اگر خدا آنها را به سبب گمراهى با بزرگ‌ترين نوع نكوهش و نهايت درجهء آن مذمّت كرده است ، چگونه شما ادّعا مىكنيد كه خدا گمراهى را در
هامش
( 1 ) . معانى اين واژه‌ها در گذشته بيان شد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 418 | محمد جواد مغنية