مىخواست از روى جبر و قهر آنان را از اين كار بازدارد ، آنها چنين برخورد زشتى با اموال و اولاد خود نمىكردند ؛ لكن پس از آنكه دو راه را به ايشان نشان داد ، آنها را به حال خود رها كرد .
فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ ؛
يعنى آنها را با افترايشان از قبيل نسبت دادن چيزهايى كه خودشان حلال و يا حرام مىدانند به خدا رها كن . اينكه خدا به رها كردن آنها با افتراهايشان امر مىكند ، براى تهديد مشركان و اخطار به آنهاست و امر حقيقى نمىباشد ؛ نظير امر در اين سخن خدا :
« اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ » .
« 1 »
آنگاه خداوند در آيهء زير بيان مىكند كه مشركان ، زراعت و چهارپايان خود را به سه قسمت تقسيم مىكردند :
1 .
وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ لا يَطْعَمُها إِلَّا مَنْ نَشاءُ بِزَعْمِهِمْ .
« الحجر » به معناى حرام است ؛ يعنى مشركان بخشى از زراعت و ميوهها و چهارپايان خود را جدا مىساختند و تصرّف در آن را جز بر كسانى كه [ بدين منظور ] برمىگزيدند ، حرام مىكردند . خداى سبحان ، افرادى را كه آنها براى اين قسمت برمىگزيدند بيان نكرده است ؛ لكن برخى از مفسران گفتهاند : اين افراد ، كاهنان و خادمان بتها بودند . ديگران گفتهاند : آنان مردان بودند ، نه زنان .
2 .
وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها .
لذا نه بر آنها سوار مىشدند و نه چيزى بر آنها بار مىكردند . در اينباره در آيهء 103 از سورهء مائده سخن گفته شد .
3 .
وَ أَنْعامٌ لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا ؛
چهارپايانى كه در هنگام ذبح آنها ، نام خدا را نمىبردند ، بلكه نام خدايان خود را مىبردند . جزئيات اين موضوع در تفسير آيهء 121 از همين سوره بيان گرديد .
افْتِراءً عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِمْ بِما كانُوا يَفْتَرُونَ ؛
آنان به دروغ اين تقسيمبندى را به خدا نسبت مىدادند و خداوند هم آنها را مجازات خواهد كرد .
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً
هامش
( 1 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 40 .