خادمان بتهاست ؛ زيرا بتها نه مىتوانند درك كنند و نه مىتوانند سخن بگويند ، پس چگونه توان زينت دادن و فريب دادن را داشته باشند ؟ معناى آيه اين است :
مشركان همانگونه كه در اموال خود سهمى براى خدا قرار داده بودند و سهمى براى بتها ، همچنين ، خادمان و كاهنان و ديگر دستاندركاران ، كشتن فرزندانشان را در نظر آنان آرايش مىدادند .
سؤال : نوع برخورد مشركان با اموال و اولاد خود ، به ترتيبى كه بيان شد ، با الهام از عرف جاهليت بوده و روشن است كه عرف را مردم براى مردم وضع مىكنند . به عنوان نمونه : فردى از ميان آنها پسرش را به سبب ترس از فقر و تهىدستى مىكشت و يا دخترش را به دليل بيم داشتن از ننگ ، زندهبهگور مىكرد ؛ چنانكه اين كار به قيس بن عاصم نسبت داده شده است و افرادى كه در سفاهت و نادانى همانند او بودند نيز از وى تقليد مىكردند ، بنابراين ، خود مردم چنين مىكردند ؛ پس به چه دليل كشتن فرزندان مشركان به بتها و نگهبانان آنها نسبت داده شده است ؟
پاسخ : بله ، نحوهء رفتار مشركان الهام گرفته از آداب و رسوم آن زمان بود ؛ لكن خادمان بتها و سردمداران ، اين آداب و رسوم را آرايش مىدادند و تحسين مىكردند و همانها بودند كه به نام بتها سخن مىگفتند . ازاينرو ، نسبت دادن اين آداب و رسوم به آنها درست خواهد بود .
لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ .
ضمير واو به كاهنان و همفكران آنها بر مىگردد و ضمير « هم » به مشركان . واژهء ردّ « 1 » در اينجا به معناى هلاكت ، « لبس » به معناى درهم آميختن و « لام » به معناى عاقبت است و معناى آيه اين است : كاهنان اعمال مشركان را در نظرشان آراستند و نتيجهء اين آرايش آن بود كه مشركان به هلاكت برسند و از حق و دين استوار منحرف گردند .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ ؛
يعنى اگر خدا
هامش
( 1 ) . شايستهء يادآورى است كه فعل « يردوهم » در آيه از ريشهء « ردى » به معناى هلاكت مشتق است نه از واژهء « ردّ » تا ، چنانكه مؤلف محترم اشاره مىكند ، « ردّ » به معناى « هلاكت » باشد ( مترجم ) .