تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
مىبافند رهايشان ساز . ( 137 ) از روى پندار گفتند : اينها ، چهارپايان و كشتزاران ، ممنوع است . هيچ‌كس جز آن‌كه ما بخواهيم ، نبايد از آنها بخورد . و اينها چهارپايانى است كه سوار شدنشان حرام است و اينها چهارپايانى است كه نام خدا را بر آنها ياد نكنند . به خدا افترا مىبندند و به‌زودى به كيفر افترايى كه مىبسته‌اند جزايشان را خواهد داد . ( 138 ) و گفتند : آنچه در شكم اين چهارپايان است براى مردان ما حلال و براى زنانمان حرام است و اگر مردار باشد زن و مرد در آن شريكند . خدا به سبب اين گفتار مجازاتشان خواهد كرد . هرآينه او حكيم و داناست . ( 139 ) زيان كردند كسانى كه به سفاهت ، بىهيچ حجتى فرزندان خود را كشتند و به خدا دروغ بستند و آنچه را به ايشان روزى داده بود حرام كردند . اينان گمراه شده‌اند و راه هدايت را نيافته‌اند . ( 140 )

واژگان

ذرأ : به‌گونهء ابتكارى و بدون سابقه آفريد . يلبسوا : درهم مىآميزند . حجر : ممنوع .

اعراب

« ساءَ ما يَحْكُمُونَ » ،
« ساءَ »
فعل ماضى ،
« ما »
مصدريه و مصدر مؤوّل فاعل ، يعنى : « قبح حكمهم ؛ قضاوتشان زشت است » .
« حِجْرٌ »
صفت براى
« أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ »
و در آن مفرد و جمع و مذكّر و مؤنث برابر است .
« افْتِراءً »
مفعول لأجله براى
« يَذْكُرُونَ »
.
« ما فِي بُطُونِ » ،
« ما »
در محلّ رفع ، مبتدا و
« خالِصَةٌ »
خبر آن . لفظ خالصة به سبب معناى
« أَنْعامٌ »
مؤنّث و لفظ
« مُحَرَّمٌ »
به سبب اين‌كه بر لفظ
« ما »
حمل شده ، مذكر آمده است . اسم
« يَكُنْ »
ضميرى مستتر است كه به
« ما فِي بُطُونِ »
برمىگردد .
« افْتِراءً »
مفعول لأجله براى « حرموا » .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 414 | محمد جواد مغنية