ذبيحه نام خدا را ياد كند ، به او ايمان آورده و شرك را از او نفى نموده ؛ زيرا تنها به او توجه كرده است .
وَ ما لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ .
از اين آيه چنين برمىآيد كه برخى از مسلمانان از خوردن ذبيحهاى كه نام خدا بر آن برده مىشد ، خوددارى مىكردند ؛ زيرا اين شبهه در اذهانشان بهوجود آمده بود كه چگونه خوردن حيوانى كه انسان با دست خود آن را ذبح مىكند و نام خدا را بر آن ياد مىكند برايش جايز باشد ؛ امّا خوردن حيوانى كه خود مرده است برايش جايز نباشد . ازاينرو ، خدا سخن اين گروه را ردّ مىكند و به آنها مىگويد :
وَ ما لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ ؛
يعنى چرا از آنچه نام خدا بر آن ياد شده است نمىخوريد و خدا چيزهايى را كه بر شما حرام شده است ، به تفصيل بيان كرده است ، مگر آنگاه كه ناچار گرديد ؟ خداوند با جملهء
« وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ . . . »
به آيهء 145 از همين سوره ، كه دربارهء آن سخن گفته خواهد شد ، و به آيهء 173 از سورهء بقره ، كه در تفسير آن ، در ج 1 دربارهء محرّمات و حكم فردى كه مجبور است سخن گفتيم ، اشاره مىكند .
وَ إِنَّ كَثِيراً لَيُضِلُّونَ بِأَهْوائِهِمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ .
بسيارى از مردم بر وفق هوسهاى خود و بدون دليل ، چيزهايى را حلال و چيزهايى را حرام مىكنند ؛ مثلا مشركان عرب خوردن مردار را حلال و خوردن بحيره ، سائبه ، وصيله و حام را حرام كرده بودند . در آيهء 3 از سورهء مائده دراينباره سخن گفته شد .
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ .
پروردگارت كسانى را كه برطبق هوسها و خواستههاى خود ، حلال و حرام مىكنند بهتر مىشناسد و بهزودى آنان را همانگونه كه استحقاق دارند مجازات خواهد كرد .
وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ .
مراد از « اثم » فعل حرامى است كه موجب گناه مىشود . ظاهر الإثم : مرتكب شدن گناه به صورت علنى و آشكار . باطن الإثم : مرتكب شدن گناه به صورت مخفيانه . خدا از ارتكاب تمام گناهان نهى كرده است ، خواه علنى