كَلِمَةُ رَبِّكَ :
مراد قرآن و يا اسلام است .
الخرص : به فتح خاء ، به معناى دروغ گفتن . گفته مىشود : تخرّص و اخترص : افترا بست ، دروغ گفت .
الخراص : بسيار دروغگو .
اعراب
« غير » مفعول اوّل براى
« أَبْتَغِي »
و
« حَكَماً »
مفعول دوم ، زيرا
« أَبْتَغِي »
به معناى « اتخذ » است و آن به دو مفعول متعدى مىشود .
« صِدْقاً وَ عَدْلًا »
مفعول لأجله براى
« تَمَّتْ »
.
« أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ » ،
« مَنْ »
منصوب به نزع خافض و تقدير : « أعلم به من يضل و اعلم بالمهتدين » است . و نيز ممكن است
« أَعْلَمُ »
به معناى « يعلم » و
« مَنْ »
مفعول آن باشد و قول اخير در نزد ما بهتر است .
تفسير
أَ فَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلًا .
« حكم » ، به فتح حا و كاف ، به معناى حاكمى است كه حكم صادر كند و دعواى مردم را فيصله سازد . اين آيه در ارتباط با جدالى است كه ميان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مشركانى كه از او معجزه خواستند جريان داشت . معناى آيه اين است : پيامبر به مشركان گفت : شما از من معجزاتى مىخواهيد و پيشنهادهايى را مطرح مىكنيد ؛ امّا من نمىتوانم از حكم خدا فراتر بروم . درحالىكه خدا قرآن را فرستاده كه بهاندازهء كافى به خواستههاى شما نظير شناختن حق و حلال و حرام و . . . پاسخ مىدهد و با اصول و تعاليمى كه در خود دارد ، شما را از ديگر كتابها بىنياز مىكند و نيز با شيوهء اعجازآميز و شريعت جاودانهاى كه دارد و همچنين از بسيارى از امور غيب خبر مىدهد ، راستگويى خود را ثابت مىكند . دراينصورت ، با وجود قرآن ، درخواست معجزاتى بيشتر از سوى شما ، جز