زيرا بر همهچيز احاطه دارد .
وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ؛
او به بندگانش مهربان و از اعمال و مقاصدشان آگاه است .
قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ .
مراد از
« بَصائِرُ »
در اينجا دلايل و براهين بر اثبات وجود خدا و يگانگى اوست . برخى از اين دلايل را خداوند در آيات پيشين بيان كرد كه عبارت بودند از : شكافتن دانه و هسته ، به وجود آوردن شب و روز ، پديد آوردن مردم از يك تن و فروفرستادن آبى كه همهچيز را زنده مىكند . به كار بردن بصائر در معناى دلايل از باب اطلاق مسبب است بر سبب ؛ زيرا بصائر جمع بصيرت است و آن عبارت است از : شناختى كه با قلب حاصل مىشود و اين شناخت از دلايل و براهين نشأت مىگيرد .
فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها .
پس از آنكه خداوند دليل قطعى بر اثبات حق ارائه كرد مىگويد : هركه از اين دليل پيروى كند به خود نيكى كرده و هركه با آن مخالفت كند به خود بدى كرده است : « اگر نيكى كنيد به خود مىكنيد و اگر بدى كنيد به خود مىكنيد . . . » . « 1 »
وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ ؛
من نگهبان شما نيستم ، بلكه مژدهدهنده و بيمدهنده هستم و تنها خداوند نگهبان و مراقب شماست .
وَ كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ وَ لِيَقُولُوا دَرَسْتَ وَ لِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ .
ملّت عرب در دورهء جاهليت ملّتى بىسواد و بىبهره از دانش بود . عربها وقتى به قرآن گوش فرا دادند علىرغم اينكه فنون بيان و نيز انواع دليل و برهان كوبنده براى خود و خدايانشان را در آن ديدند ، ايمان نياوردند و راه هدايت را در پيش نگرفتند . ازاينرو ، به بهانههايى دروغين روى آوردند و گفتند : اى محمّد ! قرآنى كه براى ما آوردى ، قبلا آنرا درس خواندى و از ديگران فراگرفتى و اين قرآن از سوى خدا وحى نشده است .
با اين مقدّمه بر ما روشن مىشود كه معناى سخن خدا :
وَ كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 7 .