وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ .
« خَرَقُوا
؛ دروغ و افترا بستند » . مشركان عرب گفتند : فرشتگان دختران خدايند . يهود گفتند : عزير پسر خداست .
نصارا گفتند : مسيح پسر خداست . هركدام از اين اقوال ، تير در تاريكى پرتاب كردن و توهم است .
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ .
خدا از همهء صفاتى كه آنان به او نسبت مىدهند و اين صفات بر ذات او محال است ، پاك و منزّه مىباشد .
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ؛
بدون آنكه الگويى از سابق داشته باشد ، آسمانها و زمين را آفريد .
أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ ؛
چگونه براى خدا فرزندى باشد ، درحالى كه همسرى ندارد ، نه از جنس خود و نه از جنسى ديگر ؟ زيرا همانند او چيزى نيست و او از هر چيزى بىنياز است . قبلا در تفسير آيهء 50 از سورهء نساء ، دراينباره به تفصيل سخن گفته شد .
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ؛
او همهچيز را آفريد و آفريده نمىتواند شريك آفريننده باشد .
وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
با اينكه خدا همهچيز را مىداند ، نمىداند كه فرزند دارد و اگر او را فرزندى مىبود ، به وجود آن علم داشت . هرچند در مورد غير خدا ، عدم علم بر عدم وجود دلالت ندارد ؛ لكن در مورد خداى تعالى ، علم او از وجود معلوم جدا نيست .
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ .
اين خطاب متوجّه مشركان است و معناى آيه اين است : خداوندى كه تمام صفات يگانگى را دارد و جهان و آنچه را در آن قرار داده آفريده است و ادارهء امور اين جهان را بر عهده دارد ، شايسته است كه تنها او را پرستش كنيد و كسى را شريك و انباز او نسازيد و همسر و فرزند را به او نسبت ندهيد .
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ .
در تفسير آيهء 55 از سورهء بقره ، ج 1 دربارهء رؤيت خداوند به تفصيل سخن گفتيم .
وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ ؛
او بينندگان و چيزهاى ديگر را مىبيند ؛