تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
قرارگاهى است و وديعت جايى است . آيات را براى آنان‌كه مىفهمند ، به تفصيل بيان كرده‌ايم . ( 98 ) اوست خدايى كه از آسمان باران فرستاد و بدان باران هرگونه نباتى را رويانيديم و از آن نبات ساقه‌اى سبز و از آن دانه‌هايى بر يكديگر چيده شده و نيز از جوانه‌هاى نخل ، خوشه‌هايى سر فرو هشته پديد آورديم و نيز بستان‌هايى از تاك‌ها و زيتون و انار ، همانند و ناهمانند . به ميوه‌هايش آن‌گاه كه پديد مىآيند و آن‌گاه كه مىرسند بنگريد كه در آنها نشانه‌هاست براى آنان‌كه ايمان مىآورند . ( 99 )

واژگان

فلقه فلقا و فرقه فرقا و فتقه فتقا : هر سه يك معنا دارد : شكافت آن را شكافتنى . الإصباح : مصدرى است كه صبح را به آن ناميده‌اند . فلقه ؛ يعنى او را از تاريكى بيرون آورد . السكن : چيزىكه در آن سكونت شود ، نظير خانه . اين واژه از سكون ، متضاد حركت گرفته شده است . الحسبان به ضمّ حا : وسيلهء شمارش اشيا و اوقات . المستقر : قرارگاه . المستودع : جاى وديعت . متراكب : برخى بالاى برخى ديگر - از ريشهء ركوب گرفته شده - همانند روى هم قرار گرفتن دانه‌هاى گندم و جو در خوشه‌هايشان و همانند دانه‌هاى انار و صنوبر در حالىكه رسيده‌اند . الطلع : جوانه درخت نخل . قنوان : جمع قنو ، به معناى خوشهء ميوه . دانية : نزديك ، در دسترس . المشتبه و المتشابه : هر دو واژه يك معنا دارد و آن اين‌كه برخى از گياهان از لحاظ
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 359 | محمد جواد مغنية