فرزندان رسول خدا هستند ؛ زيرا مردم عادت داشتند دربارهء فرزندان فاطمه بگويند :
فرزندان پيامبر خدا ، پسران ، عترت و اهل بيت پيامبر خدا . علماى شيعه و سنّى بر اين موضوع وحدتنظر دارند كه ديدگاه شرع دربارهء معانى الفاظ بر ديدگاه لغت و عرف مقدم است و عرف بر لغت تقدم دارد ؛ زيرا شارع حكيم مردم را با چيزى مورد خطاب قرار مىدهد كه در اذهانشان تبادر مىكند و نه با چيزى كه در فرهنگهاى لغت نوشتهاند . به عنوان مثال : اگر واژهاى در آيه و يا روايتى آمده باشد و ما براى معناى اين واژه ، تفسير خاصّى در كتاب و سنّت بيابيم ، اين واژه بر همين معناى خاص حمل مىشود و بايد معناى شرعى را گرفت و معناى لغوى و عرفى را رها كرد . و اگر براى اين واژه ، در كتاب و سنّت تفسيرى پيدا نكرديم ، بايد آن را بر معنايى حمل كنيم كه مردم اين معنا را از آن واژه مىفهمند و آن را معناى عرفى مىنامند . و اگر مردم از اين واژه معناى معيّنى را نفهميدند ، دراينصورت بر معنايى حمل مىشود كه در فرهنگهاى لغت موجود است .
برايناساس ، معناى شرعى در درجهء نخست ، معناى عرفى در درجه دوم و معناى لغوى در درجه سوم قرار دارد . از ديدگاه شرع و عرف ثابت شده است كه حسن و حسين عليهما السّلام پسران رسول خدايند . پس بايد همين معنا را گرفت و معناى لغوى را رها كرد ؛ زيرا شرع و عرف حاكم بر لغت است .
امّا رمز اينكه حسن و حسين پسران رسول خدا محسوب مىشوند ، با وجود اين كه از لحاظ لغوى پسران او نيستند ، آن است كه هر پژوهشگرى مىتواند اين نكته را بيابد كه خصلتها و ويژگىهاى آن دو ، عينا همان ويژگىها و خصلتهاى پيامبر خداست . براى محقق ، از سيرهء امام حسن عليه السّلام همين بس كه تا زمانى كه زنده بود ، قلمرو حكومت معاوية بن ابى سفيان بر او [ معاويه ] تنگ شده بود . همچنين از سيرهء امام حسين عليه السّلام همينقدر بس كه با وجود او ، دنيا بر يزيد بن معاويه تنگ شد ؛ چنانكه قبلا با وجود امام حسن عليه السّلام براى پدر يزيد ، يعنى معاويه تنگ شده بود .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٣٤٣