اعراب
مصدر ريخته شده از
« أَنْ يَفْقَهُوهُ »
مفعول لأجله براى
« جَعَلْنا »
و به معناى « كراهية ان يفقهوه ؛ دوست نداشتيم كه آنها بفهمند » مىباشد .
« إِذا »
شرطيه و متضمن معناى ظرف و متعلق به « يقول » است . جملهء
« يُجادِلُونَكَ »
حال از واو در
« جاؤُكَ »
.
« أَنْ »
در
« إِنْ هذا »
نافيه و به معناى « ما » و همچنين است
« إِنْ »
در
« إِنْ يُهْلِكُونَ » .
تفسير
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً .
خداوند پس از آنكه به پيامبرش دستور داد تا به دشمنان چيزى بگويد كه عليه آنان حجت باشد و نيز پس از آنكه دربارهء احوال آنها در روز قيامت سخن گفت ، با اين آيه پيامبر را مورد خطاب قرار مىدهد كه معنايش اين است : گروهى از كافران به تلاوت قرآن پيامبر گوش فرامىدهند ؛ لكن آنان نه از اين سود مىبرند و نه از براهين و شواهدى ديگر ؛ چراكه آنان از همان آغاز تصميم گرفتند كه به دشمنى و جدال بدون دليل برخيزند تا آنجا كه اين تصميم ، چشم بصيرت آنان را از ديدن حق ، كور و گوش ايشان را از شنيدن آن كر ساخت .
سؤال : ظاهر آيه مىگويد : خدا دلهاى كافران را كور و گوشهايشان را كر ساخت .
بنابراين ، نبايد آنها را مذمّت كرد ، زيرا از خود اختيارى ندارند ؟
پاسخ : از آنجا كه دشمنان اسلام قرآن را نمىفهمند و از آن سود نمىبرند و از روى تدبّر و خردورزى بدان گوش فرانمىدهند ، از باب مجاز مىتوان گفت : بر دلهايشان پوششهايى است . و در گوشهايشان سنگينى . از سوى ديگر ، چون خدا آفرينندهء دلها و گوشهاست ، باز هم از باب مجاز ، نسبت دادن كورى و كرى به او درست خواهد بود . امّا در واقع اين مشركانند كه مسئولند ؛ زيرا از روى تصميم و ارادهء خود به