تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
خداوند از باب سرزنش و نه از روى حقيقت از مشركان مىپرسد : كجاست آن شريكانى كه آنها را همانند من خيال مىكرديد و چنان‌كه از خدا يارى مىطلبيد از آنها يارى طلب مىكرديد ؟ سؤال : چرا خدا گفته است : « شركاؤكم ؛ شريكان شما » و نگفته است : « شركائى ؛ شريكان من » ، بااين‌كه مىدانيم كافران شريكان را به خدا نسبت مىدادند نه به خودشان ؟ . پاسخ : اضافه و نسبت با كوچك‌ترين مناسبتى درست است و از آن‌جا كه كافران ، بدعت‌گذاران شرك كه در حقيقت و واقع ، هيچ عين و اثرى ندارد بودند ، شرك به آنان نسبت داده شده است .
ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ .
مراد از « فتنه » در اين‌جا شرك آوردن و آشوبگرى كافران با بت‌هاست . معناى آيه اين است : سرانجام بدعتگذاران شرك اين شد كه آنها بر خلاف واقع سوگند ياد كنند كه مشرك نيستند . سؤال : اين سخن خدا كه به نقل از كافران مىگويد : « اللّه پروردگار ماست و ما مشرك نبوديم » ، با آيهء 42 از سورهء نساء : « . . . هيچ سخنى را از خدا پنهان نتوانند كرد » منافات دارد . به‌علاوه ، معروف است كه انسان در روز قيامت توان دروغ گفتن ندارد ؟ پاسخ : قيامت ايستگاه‌هاى متعددّى دارد كه انسان در برخى از اين توقفگاه‌ها مىتواند عملى را انكار كند ؛ زيرا دست‌ها و پاهايش بدين عمل گواهى نمىدهند و آيهء
« وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ »
بر اين توقفگاه حمل مىشود . در برخى از ايستگاهها انسان به آنچه از او سر زده اعتراف مىكند ؛ زيرا ديگر نمىتواند انكار كند و آيهء
« وَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً »
بر اين موقعيت و جايگاه حمل مىشود . امّا اين سخن را كه انسان در روز قيامت به‌هيچ‌روى نمىتواند دروغ بگويد ، آيهء 18 از سورهء مجادله تكذيب مىكند : « روزى كه خدا همهء آنها را زنده مىكند ، همچنان
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 271 | محمد جواد مغنية