تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨

واژگان

النّفس : به چند معنى به كار مىرود : الف ) به معناى چيزى كه زندگى انسان و حيوان به وسيلهء آن است ؛ يعنى همان چيزى كه مقصود خداوند در اين آيه است :
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ »
ب ) ذات چيزى مثل اين جمله : « اين همان خودش مىباشد » . ج ) غيب ، چنان كه مىگويى : « أنا أعلم نفس فلان » ؛ يعنى غيب او را مىدانم ، و همين معنا از واژهء
« نَفْسٍ »
در آيهء مورد بحث ، مراد است ؛ يعنى تو مىدانى آنچه را من در ضمير خود پنهان مىكنم و من آن علومى را كه تو پنهان مىكنى نمىدانم .

اعراب

« اتَّخِذُونِي »
به دو مفعول متعدى مىشود ؛ چرا كه به معناى « صيّرونى » است . مفعول اوّل آن ياء متكلم و مفعول دوم
« إِلهَيْنِ »
است .
« أُمِّي »
مفعول معه .
« مِنْ دُونِ اللَّهِ »
متعلّق به محذوف است و صفت براى
« إِلهَيْنِ »
. صاحب مجمع البيان گفته است : من در اين‌جا زايد است ؛ لكن اين سخن درست نيست ؛ زيرا من‌بعد از نفى زايد واقع مىشود و در اين‌جا نفى وجود ندارد . مصدر ريخته شده از
« أَنْ أَقُولَ »
اسم
« يَكُونُ »
است و
« لِي »
متعلق به محذوف ، خبر براى
« يَكُونُ »
.
« بِحَقٍّ »
، باء زايد و « حق » خبر
« لَيْسَ »
و اسم آن ضمير مستترى است كه به
« ما »
برمىگردد . مصدر ريخته شده از
« أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ »
بدل از ضمير
« بِهِ »
است . جايز نيست كه
« أَنِ »
در اين‌جا مفسّره باشد ؛ زيرا حروف قول آشكارا آمده است .
« أَنْتَ »
ضمير فصل و محلّى از اعراب ندارد .

تفسير

وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ .
خداى سبحان با اين سؤال ، خود عيسى را قصد نكرده ؛ زيرا او مىداند كه عيسى