تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
به
« أَشْياءَ »
تبديل گرديده است . البته ما به تعليلات نحوى اعتقادى نداريم و از گفته‌هاى مفسّران نيز تقليد نمىكنيم ؛ لكن از آن‌جا كه برخى از خوانندگان به شناخت آنچه نحويان دربارهء
« أَشْياءَ »
گفته‌اند علاقه دارند ، ما هم آن را براى ايشان نقل كرديم ؛ اما به نظر ما ، واژهء
« أَشْياءَ »
غير منصرف است ؛ زيرا به‌همين‌ترتيب در كتاب خدا و نيز در زبان عرب آمده است . بد نيست بدين نكته نيز اشاره كنم كه واژهء « شىء » بر مذكر و مؤنث اطلاق مىشود و نيز بر اشاوى ، أشايا و اشياوات جمع بسته مىشود .

تفسير

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ .
جملهء
« لا تَسْئَلُوا »
اشاره بدين موضوع دارد كه برخى از صحابه در استفسار از امورى كه روشن شدن آنها چندان ضرورت نداشت اصرار مىورزيدند و چه بسا پاسخ دادن به آنها به ناراحتى سؤال‌كنندگان مىانجاميد . در روايتى آمده است : مردى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرسيد : پدرم كيست ؟ پيامبر فرمود : پدرت فلانى است . ديگرى پرسيد : اى پيامبر خدا ! پدرم كجاست ؟ پيامبر فرمود : در آتش . سپس اين آيه نازل شد . در روايت ديگرى آمده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خدا حج را بر شما واجب كرده ، پس حج كنيد . آنان پرسيدند : آيا در هر سال ، اى پيامبر خدا ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سكوت اختيار كرد . آنان بار ديگر پرسيدند ، پيامبر فرمود : خير . و اگر مىگفتم : بله ، هر آينه [ در هر سال ] واجب مىشد . از اين رو ، آيه نازل شد . روايت دوم از اوّل بهتر است ؛ زيرا خدا مىگويد :
وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ .
دربارهء چيزهايى مپرسيد ، مگر پس از آن‌كه قرآن دربارهء آنها نازل شود و زمانىكه نزول قرآن آغاز شد و موضوع هم به شرح و توضيح نياز داشت و شما از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال كرديد ، آن‌گاه مورد سؤال شما برايتان آشكار خواهد شد . با بيان مزبور ، روشن گرديد كه روايت پرسش دربارهء حج