است كه مردم را نه بر حسب آنچه دربارهء آنها مىداند مورد بازپرسى قرار دهد و نه بر حسب نيروها و تمايلهاى درونى آنها ، بلكه آنان را تنها به سبب اعمالشان بازپرسى مىكند ، چراكه تمايلهاى نفسانى ، مادام كه در درون انسان پنهان است و اثرى كه با چشم ديده و يا با گوش شنيده شود ندارد ، اقتضاى حساب و مجازات را ندارد . امام على عليه السّلام فرمود : خداوند مىگويد : « بدانيد كه اموال و اولاد شما فتنه است » معناى اين جمله آن است كه ، خداوند آنان را با اموال و اولاد آزمايش مىكند تا كسى كه از روزى او خشنود است ، از كسى كه ناخشنود است آشكار گردد ؛ هرچند او خود به آنان از خودشان داناتر است ؛ لكن مىخواهد اعمال آنان كه موجب پاداش و يا مجازات مىشود به منصّهء ظهور برسد .
2 . ناپاك از پاك جدا و حقيقت وى در برابر مردم آشكار شود تا با وى رفتارى را در پيش گيرند كه استحقاق آن را دارد : « تا مؤمنان را پاكيزه گرداند و كافران را نابود سازد » . « 1 » اين موضوع در زندگى انسان فراوان اتّفاق مىافتد . به عنوان مثال : شما مىدانيد كه آقاى الف اهل دانش و معرفت است ؛ لكن در ميان گروهى قرار گرفته كه وى را نمىشناسند . شما مىخواهيد كارى كنيد كه اين گروه از مقام علمى او آگاه شوند . از اينرو ، در ميان جمع از او سؤالاتى مىكنيد تا او سخن بگويد و شناخته شود . يا اينكه شما مىدانيد كه آقاى الف مردى نادان است و آن گروه خيال مىكنند كه او حكيم و دانشمند است . لذا عينا همان نقش را بازى مىكنيد تا نادانى و بىمقدارى وى بر آنان آشكار شود .
3 . بسيارى از مردم ، حقيقت خود را نمىدانند و مىگويند : اگر شرايط به ما اجازه مىداد ، چنينوچنان بوديم . لذا خداوند توان لازم را به آنان مىدهد تا حجّت بر آنها تمام شود و آنها به حقيقت و واقعيت خويش پىببرند : « بعضى از آنها با خدا پيمان بستند كه اگر از فضل خود مالى نصيبمان كند ، زكات مىدهيم و در زمرهء صالحان در
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 140 .