شدنتان از آن بر شما و مسافران حلال شده است . و شكار صحرايى تا هنگامى كه در احرام هستيد بر شما حرام شده . از خداوندى كه به نزد او گردآورده مىشويد بترسيد . ( 96 )
واژگان
الابتلاء : آزمايش
الغيب : آنچه حواس پنجگانه آن را درك نكند .
حرم : جمع حرام و براى مرد و زن به كار مىرود ، چنانكه مىگويى : « رجل حرام » و « امرأة حرام » ؛ يعنى مرد و زنى كه در احرام هستند .
النّعم : شتر ، گاو و گوسفند .
العدل ، به فتح عين : چيزى كه از لحاظ قيمت ، با چيزى ديگر كه از جنس آن نيست ، مساوى باشد . و به كسر عين ، چيزى كه همانند چيزى است كه از جنس آن باشد .
الوبال : سنگين و ناپسند و از اين قبيل است : « طعام وبيل ؛ خوراك سنگين » و « ماء وبيل ؛ آب سنگين » .
البحر : آب زياد ، خواه دريا باشد ، يا نهر ، يا گودال ، يا چاه و يا حوض .
السيّارة : گروه مسافران .
اعراب
« لِيَعْلَمَ »
منصوب است به أن مقدره بعد از لام . مصدر ريخته شده مجرور است به لام و متعلق به
« لَيَبْلُوَنَّكُمُ »
.
« بِالْغَيْبِ »
در موضع حال از فاعل
« يَخافُهُ »
و بدين معناست : در حال پنهان بودن از مردم از خدا مىترسد . جملهء
« وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ »
حال از واو لا تقتلوا .
« فَجَزاءٌ »
مبتدا و خبرش محذوف است ؛ يعنى « فعليه جزاء » بوده است .
« مِثْلُ »
، صفت براى « جزاء » .
« هَدْياً »
حال از ضمير
« بِهِ »
،
« بالِغَ »
صفت براى « هدى » ،
« كَفَّارَةٌ »
عطف بر « جزاء » .
« طَعامُ »
بدل از
« كَفَّارَةٌ »
و
« صِياماً »
تميز براى
« عَدْلُ ذلِكَ »
است . مصدر ريخته