تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
معناى سخنان اين دو شخص آن است كه از ديدگاه آنها ارزش‌هاى اخلاقى جز خواسته‌ها و منافع شخصى ، منبع ديگرى ندارد و مادام كه خواسته با انسانيت و نمونه‌هاى عالى سازگارى ندارد ، واژه‌هاى ارزش‌هاى اخلاقى جز فريب و نفاق ، بيانگر چيزى نمىباشد . به اعتقاد ما منبع ارزش‌ها ، منفعت است ؛ لكن منفعتى كه از طبيعت انسان ، بدان لحاظ كه يك انسان است ، سرچشمه گرفته باشد ، نه بدان لحاظ كه يك قشر از اقشار و يا يك گروه از گروه‌هاى جامعه است . ترديدى نيست كه اين منفعت با انسانيت و نمونه‌هاى عالى اخلاق سازگارى دارد و حتّى عين انسانيت است و به همين دليل ، ارزش‌هاى انسانى نام گرفته ، نه ارزش‌هاى طبقاتى . براين‌اساس ، ارزش‌هاى اخلاقى ، واقعيت پايدار دارد ؛ چراكه خود انسان واقعيت پايدار دارد . البتّه سخن فوق اين واقعيت را نفى نمىكند كه افرادى نيز هستند كه از اين ارزش‌ها سوء استفاده ، و آنها را بر حسب منافع و خواسته‌هاى خود تحريف مىكنند و گرنه ، تقسيم مردم به دو دسته درست نبود : دسته‌اى كه طرفدار حقند و دسته‌اى كه طرفدار باطلند و سخنان را جابه‌جا مىكنند ، و نيز دسته‌اى اخلاصمند و دسته‌اى منافق كه زير پوشش شعار صالحان پنهان مىشوند . وانگهى ، در تاريخ بشر حتى يك جامعه وجود نداشته كه به فرد بگويد : هرچه مىخواهى بكن كه در برابر كارت مسئوليت ندارى ، خواه دزدى كنى و يا بكشى . شايستهء ذكر است كه دربارهء تعريف و تعيين ارزش‌هاى اخلاقى مكتب‌هاى مختلفى وجود دارد كه اين‌جا ، محلّ نام بردن آنها نيست . آنچه براى ما اهميت دارد ، تعريف آن ، از ديدگاه اسلام است . نويسندگان متعهد مسلمان ، ارزش‌هاى اسلامى را چنين تعريف مىكنند : هدف اين ارزش‌ها به وجود آوردن فرد صالح در جامعهء صالح است .