ايالات متحدهء آمريكا ، همگى يك منبع دارد و آن اينكه مطبوعات ، راديوها ، سازمان ملل متحد و شوراى امنيت از گفتن حق خوددارى مىكنند ، زيرا از سران كارتلهاى نفتى و مزدوران آنها مىترسند .
بنابراين ، آيهء
« وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ »
تصوير گويايى از انسان متديّن و اهدافى كه او بايد بهسوى آنها حركت كند و به جهت آن فداكارى نمايد ، ترسيم مىكند . در اينجا يك پرسش باقى مىماند و آن اينكه آيا پس از ترسيم اين تصوير ، جايى براى سخن آن گوينده باقى مىماند كه مىگويد : دين عبارت است از : اعتقاد به غيب و نماز مردگان ؟ !
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ .
ما با حس و وجدان درمىيابيم كه خداوند نعمت خود را تنها شامل حال كسى مىكند كه بر وفق عوامل و سنّتهاى الهى ، كه بر سراسر جهان هستى حاكم است ، حركت كند . اگر خدا از ما مىخواست كه بدون دو پا راه برويم ، بدون دو دست كار كنيم و بدون دو چشم ببينيم ، هر آينه هيچ كدام آنها را نمىآفريد ، حال آنكه ، « . . . هرچيز را بيافريده است و آن را به اندازه آفريده است » . « 1 »
مشكل اخلاق
نيچه ، فيلسوف طرفدار سرمايهدار و قدرت مىگويد : ارزشهاى اخلاقى واقعيت ندارد ؛ چرا كه به عنوان نمونه ، آزادى ، عدالت و برابرى ، واژههايى هستند كه ضعفا آنها را ساختهاند ، تا جلو سلطهء زورمندان را بگيرند .
ماركس ، فيلسوف انقلاب ضدّ سرمايهدارى مىگويد : عكس گفتهء فوق درست است ؛ چرا كه زهد ، صبر و فروتنى واژههايى هستند كه زورمندان آنها را ساختهاند تا بر ضعيفان مسلط گردند .
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 2 .