تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
« . . . نفسش را نگه دارد ، دينش را حفظ كند ، با هواى نفسانىاش به مخالفت برخيزد و فرمان مولايش را اطاعت كند » ندارند ، با اين وجود ، ادّعا مىكنند كه در قضاوت و صدور فتوا نايب معصوم عليه السّلام هستند و كسى كه حكم آنها را رد كند حكم خدا را رد كرده است . آيا چنين شخص و يا اشخاصى در حكم مسيلمهء كذّاب است ؛ زيرا هر دوى آنان به خداوند دروغ بسته‌اند ؟ پاسخ : چنين فردى به دو شرط ، حكم مسيلمهء كذّاب را دارد : 1 . در صورتى كه ادّعاى نيابت از معصوم عليه السّلام را بكند با اين‌كه مىداند دروغ مىگويد و نيز شايستگى اين ادّعا را ندارد . 2 . اجتهاد و عدالت را از شروط اساسى نيابت از معصوم عليه السّلام نداند ، علىرغم اين‌كه يقين داشته باشد كه دارا بودن اين دو شرط [ براى كسى كه چنين ادّعايى دارد ] از لحاظ دينى واجب و ضرورى است . البتّه ، اين فرض بسيار بعيد است ؛ زيرا كسى كه ادّعاى نيابت از معصوم عليه السّلام را مىكند ، خود را اهل عدالت و اجتهاد مىداند ، هرچند فرمانبردار دستور مولايش نباشد و هواى نفسانىاش را مخالفت نكند . بىترديد ، چنين شخصى [ كه اهل عدالت و اجتهاد باشد و ادعاى نيابت از معصوم را بكند ] از لحاظ ارتداد ، با مسيلمهء كذاب فرق دارد ؛ لكن از لحاظ دروغگويى و غرور با او يكسان است . بديهى است كه علم و غرور با يكديگر متضادند و جمع نمىشوند ؛ نظير دروغگويى و عدالت ؛ چرا كه غرور ، صاحب خود را از واقعيت دور مىكند و از خودش جدا مىسازد و او را به سوى جهان اوهام و خيال سوق مىدهد و هركس چنين باشد ، به راه راست هدايت نخواهد شد .
فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ .
مفسّران در اين‌كه مراد از « قوم » چه كسانى هستند ، اختلاف نظر دارند : رازى دربارهء آن ، شش نظريه بيان كرده است .