تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

تفسير

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ .
ارتداد عبارت است از : كافر شدن پس از اسلام . معناى مرتد و اين‌كه مرتد به دو قسم است : مرتد ملى و مرتد فطرى و نيز حكم هركدام را در تفسير آيهء 217 از سورهء بقره ، ج 1 بيان كرديم . نهى از ارتداد ، پس از آن‌كه از دوستى با دشمنان دين نهى شده ، نشان‌دهنده آن است كه اين دوستى گاهى به ارتداد و برگشتن از دين اسلام منجر مىشود . در حديث آمده است : « اگر چوپانى [ گله‌اش را ] در كنار قرقگاه بچراند ، ديرى نخواهد كشيد كه گوسفندانش در وسط آن راه پيدا كند » . مورخان و سيره‌نويسان مىگويند : در دوران پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سه نفر پس از آن‌كه به او ايمان آوردند ، مرتد شدند و ادّعاى نبوت كردند . اوّل : اسود عنسى . وى در يمن ادّعاى نبوت كرد و كارگزاران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از آن‌جا بيرون راند ؛ ولى او يك روز قبل از وفات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كشته شد . دوم : مسيلمهء كذّاب كه ادّعاى نبوت كرد و به محمّد صلّى اللّه عليه و آله نوشت : « از مسيلمه پيامبر خدا به محمّد پيامبر خدا ؛ امّا بعد من در حكومت با تو شريك هستم و زمين ميان ما ، به دو نيمه مساوى تقسيم مىشود . مسيلمه در دوران ابوبكر كشته شد . سوم : طلحه بن خويلد بود كه ادّعاى نبوت كرد . آن‌گاه برگشت و اسلام آورد . امّا سجاح در دوران خلافت ابو بكر ادّعاى نبوّت كرد و مسيلمه با وى ازدواج نمود . ابو العلاء معرّى دربارهء اين ازدواج گفته است :
أمست سجاح و والاها مسيلمة * كذّابة في بنى الدّنيا و كذّاب ؛
سجاح روز را به شب آورد و مسيلمه دل‌باختهء او شد . در ميان مردم دنيا او يك زن دروغگو بود و اين يك مرد دروغگو . سؤال : برخى از افراد ، شرايط مجتهدى را كه مورد نظر امام عليه السّلام در اين سخن اوست :
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 125 | محمد جواد مغنية