تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
زنى . و اگر روىگردان شدند بدان كه خدا مىخواهد آنان را به پاداش برخى گناهانشان عقوبت كند ، و هر آينه بسيارى از مردم نافرمانند . ( 49 ) آيا حكم جاهليت را مىجويند ؟ براى آن مردمى كه اهل يقين هستند چه حكمى از حكم خدا بهتر است ؟ ( 50 )

واژگان

المهيمن على الشىء : كسى كه امور مربوط به آن را انجام مىدهد . الشرعة و الشريعة : اين دو واژه يك معنا دارد كه عبارت است از : راه آب و يا محلّ رفتن به آب . آن‌گاه در معناى احكامى استعمال شده‌اند كه خداوند براى بندگان خود قرار داده است و مناسبت موجود ميان اين دو معنا آن است كه آب و احكام خداوند متعال ، هر كدام سبب زندگى مىباشد . المنهاج : راه روشن . الابتلاء : آزمايش .
أَنْ يَفْتِنُوكَ :
تو را از حق منحرف مىكنند .

اعراب

« بِالْحَقِّ »
متعلق به محذوف و حال از
« الْكِتابَ »
و
« مُصَدِّقاً »
نيز حال است . « يبلوكم » منصوب به ان كه پس از لام در تقدير است و مصدر مؤول ، مجرور به لام و متعلق به محذوف و تقدير آن : « فرّقكم ليبلوكم » مىباشد . مصدر ريخته شده از
« أَنِ احْكُمْ »
مبتدا و خبر آن محذوف و تقدير : « الحكم بالحقّ لازم » است . مصدر ريخته شده از
« أَنْ يَفْتِنُوكَ »
مفعول لاجله است بنابر حذف مضاف و تقدير : احذرهم مخافهء ان يفتنوك مىباشد . «
حُكْماً
» تميز است .

تفسير

وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ .
مراد از