تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
كسى بود كه عيسى عليه السّلام را تصديق كرد و گواهى داد كه تولّد او معجزه‌اى الهى است . همين گواهى يحيى از مهم‌ترين عللى بود كه موجب آشكار شدن [ و گسترش ] رسالت عيسى عليه السّلام شد ؛ زيرا مردم به يحيى اعتماد داشتند و هرآنچه او مىگفت ، مىپذيرفتند .
« وَ سَيِّداً » ؛
يعنى يحيى در دانش ، دين و اخلاق نيك ، سرآمد مردم عصر خود بود .
« وَ حَصُوراً » ؛
وى زمام نفس خود را در دست داشت و او را از گناهان بازمىداشت . برخى گفته‌اند : از زنان كناره‌گيرى مىكرد .
« وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ » .
باتوجّه به اين‌كه تمامى انبيا صالحند ، بلكه همگى معصومند و عصمت بالاتر از عدالت و صلاحيت است ، بنابراين ، مراد از
« مِنَ الصَّالِحِينَ »
در آيهء شريفه ، آن است كه زكريا از صلب پدران پاك و ارحام مادران پاك به دنيا آمده است و اين مطلب با اين نظريّهء شيعه كه ، بايد تمام پدران انبيا به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشند ، مطابقت دارد . در اين‌باره ، سخن برخى از مفسران - چنان‌كه در تفسير فخر رازى آمده - شگفت‌آور است ؛ مىگويند :
« مِنَ الصَّالِحِينَ »
به اين اشاره دارد كه « پيامبرى نبوده مگر اين‌كه معصيت كرده و يا تصميم به معصيت گرفته است ، جز يحيى كه نه معصيت كرد ، و نه قصد معصيت » . اين سخن ، علاوه‌بر آن‌كه به مقام حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله اهانت مىكند ، با عقل نيز در تضاد است ؛ چراكه پيامبر به منظور جلوگيرى از معصيت فرستاده شده و اگر او معصيت كند ، خود نياز به پيامبرى ديگر دارد ؛ زيرا هيچ آلودگى با آلودگى ديگر پاك نمىشود . آرى ، شأن خدا و پيامبرانش از آنچه جاهلان مىگويند ، به دور است .
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ .
گفته‌اند : هنگامى كه زكريا اين سخن را گفت ، 120 سال و همسرش 98 سال داشت .