تكرار كردند ، تو نيز گفتهء پيشين خويش را بازگوى » .
ازاينرو ، دربارهء عمّار اين آيهء شريفه نازل شد :
« مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ ؛
« 1 » كسى كه پس از ايمان به خدا كافر مىشود ، جز اين نيست كه او را به زور واداشتهاند تا اظهار كفر كند ، درحالىكه دلش به ايمان خويش مطمئن است » . تمامى مفسران بر اينكه آيهء فوق دربارهء عمّار نازل شده است ، متّفقند . روشن است اين آيه عام است و به مورد نزول ، منحصر نمىشود . ازاينرو ، هرانسان مجبورى را ، كه قلبش مطمئن به ايمان باشد ، شامل مىشود .
آيهء مورد بحث ما ، يعنى آيهء 28 سورهء آل عمران ، آيهاى را كه دربارهء عمّار ياسر نازل شده است ، تأييد مىكند . آيهء 27 سورهء مؤمن نيز اينگونه است :
« وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ . . . ؛
مرد باايمانى از آل فرعون كه ايمانش را پنهان مىكرد ، گفت . . . » و همچنين آيهء 119 سورهء انعام :
« إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ ؛
مگر آن چيزى كه بدان مجبور شديد » .
موضوع جواز تقيّه ، همانگونه كه در آيات قرآنى آمده ، در احاديث نبوى نيز وارد شده است . فخر رازى در تفسير كبير و رشيد رضا در تفسير المنار و ديگران گفتهاند :
مسيلمة كذّاب دو تن از اصحاب رسول خدا را دستگير كرد و به يكى از آنها گفت : آيا گواهى مىدهى كه من رسول خدا هستم ؟ گفت : بله . پس او را آزاد كرد . به دومى گفت :
آيا گواهى مىدهى كه من فرستادهء خدا هستم ؟ وى گواهى نداد . لذا او را كشت .
هنگامى كه اين خبر به اطلاع پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد ، حضرت فرمود :
« أمّا المقتول فمضى على يقينه و صدقه ، فهنيئا له ؛ و أمّا الآخر فقبل الرّخصة فلا تبعة عليه ؛
امّا آنكه كشته شده ، پس بر يقين و صداقت خود ، درگذشته است و گوارايش باد . امّا ديگرى [ كه از باب تقيّه و دفع ضرر به رسالت مسيلمه گواهى داد ] عذرش پذيرفته است و هيچگونه مجازاتى متوجّه او نيست » .
هامش
( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 106 .