تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
2 . از طريق دين به كفّار تقرب جويد ؛ به اين ترتيب كه از روى آگاهى و عمد ، آيات خداوند متعال و احاديث پيامبر او را بر وفق خواسته‌هاى كفّار ، كه دشمنان خدا و رسول او هستند ، به گونه‌اى تأويل كند كه با اصول اسلام متضاد باشد . اين شخص نيز كافر است . ممكن است اين سؤال مطرح شود : كسى كه با انكار اسلام ، دست به چنين تأويلى مىزند ، بدون شك كافر است . امّا اگر اين كار را از روى بىمبالاتى انجام دهد ، نبايد كافر باشد ، بلكه فاسق است ؛ درست همانند شخص معتقد به وجوب نماز ، كه نماز نمىخواند و شخص باورمند به حرمت شراب ، كه شراب مىنوشد ؟ پاسخ : اين تفاوت ميان شخص بىمبالات و شخص منكر در فروع دين ، نظير نماز و شرب خمر وجود دارد ؛ امّا در اصول دين ، چون توحيد و نبوت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و از اين قبيل ، هركس يكى از اين اصول را انكار كند ، كافر است ؛ خواه اين انكار از روى حقيقت باشد و يا از روى بىمبالاتى و خواه شخص ، در اين عمل خود جدّى باشد يا شوخى كند . 3 . به نفع كفّار در ميان مسلمانان جاسوسى كند . البتّه چنين شخصى اگر براى به دست آوردن مال يا رسيدن به مقام به جاسوسى دست بزند ، گناهكار و فاسق است ؛ امّا اگر اين كار را به منظور دوستى با كفّار و دشمنى با مسلمانان انجام دهد ، به يقين كافر است . 4 . با كفّار رابطهء دوستى برقرار كند ، با آن‌كه يقين دارد آنان در حال جنگ با مسلمانان هستند و براى ذليل كردن و به بردگى كشاندن مسلمانان و تسلّط بر امكانات و منابعشان و غارت آن مىكوشند . اين شخص ، گناهكار و شريك ظلم ظالم است حتّى اگر آن ظالم ، مسلمان باشد . 5 . از كفّارى كه در حال صلح به سر مىبرند ، ضدّ كفارى كه در حال جنگ با مسلمانان هستند ، كمك بگيرد . اين كمك گرفتن به اجماع مسلمين ، جايز است . از اين
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 74 | محمد جواد مغنية