إِلَّا الَّذِينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَ أَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ .
پس از آنكه خداوند ، منافقان را به شديدترين مجازات ، تهديد كرد ، آنان را به راه خلاص و نجات ، يعنى توبه راهنمايى نمود . بنابراين ، تنها ياور و شفاعتكنندهء آنها توبه است كه در اختيار و اراده آنان مىباشد و هركس كوتاهى و سستى كند بايد خود را سرزنش نمايد . توبه حجت ديگرى است بر هر گناهكار كه خداوند آن را بر ديگر حجتهاى بالغهء خود ، كه قابل شمارش نيست ، مىافزايد .
ما فصل ويژهاى را تحت عنوان « توبه و فطرت » در هنگام تفسير آيهء 18 از همين سوره اختصاص داديم . مفسران در بيان فرق ميان معطوفات اين آيه كه عبارتند از :
« أَصْلَحُوا »
و
« اعْتَصَمُوا »
و
« أَخْلَصُوا »
سخنان زيادى گفتهاند .
به نظر من ، لفظ توبه تمام اين اوصاف را دربر دارد و چندان اختلافى ميان آنها وجود ندارد . اينكه خداوند اين اوصاف را آورده و بر آنها تأكيد كرده ، بدان جهت است كه به ترديد و تمرد منافقان اشاره كند و اينكه خدا توبهء آنها را نمىپذيرد و در زمرهء مؤمنان قرارشان نمىدهد ، مگر آنكه آنان بر توبهء خود استوار و ثابتقدم بمانند .
اما اگر پس از توبه ، مرتد شوند و كارهايى را كه مىخواهند انجام دهند ، ارتداد را بر كفر و دروغ و بىثباتى خود مىافزايند و ارتداد جز كشته شدن در دنيا و عذاب دردناك در آخرت ، مجازات ديگرى ندارد .
خدا و امام زين العابدين عليه السّلام
ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ .
ابدا عذاب شما به حال او سود و زيانى ندارد ؛ زيرا او در ذات و صفات خود از هرچيزى بىنياز است ، و گرنه آفريننده نبود و اگر حسابرسى و مجازات مىكند ، تنها بدان جهت است كه مىخواهد هركس را برطبق عملش كيفر دهد .
هيچ مخلوقى در وجود و بقا و در تمام حركات و سكنات خود از او بىنياز نيست ،