سياسى بدان التزام دارند ؛ زيرا دگرگونى او نشان مىدهد كه وى شخصى مسخرهكننده ، نيرنگباز ، مفترى و دروغگو است كه در فساد و گمراهى فرو رفته است و هربار كه از دين خود بيرون رود و بدان بازگردد بر گناهش افزوده مىشود . اين شخص و امثال او مصداق سخن خداوند متعال هستند :
« آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً »
به سبب اين دگرگونى و بازيچه قرار دادن دين است كه
« لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ ؛
خداوند آنان را نمىآمرزد » ، مادام كه آنان ميان كفر و ايمان در نوسان باشند
« وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا ؛
و به راه راست هدايت نخواهد كرد » ؛ چراكه آنان پس از آن كه راه را پيدا كردند ، با اختيار خود آن را گم كردند .
خلاصه آنكه ، مؤمن كسى است كه بر ايمان خود استوار مىماند ، هرچند شرايط دگرگون شود و حالتها تفاوت پيدا كند ، و كسى كه هرچند مدت يكبار مرتد مىشود به مراتب بدتر از كسى است كه بر كفر و الحاد ثابتقدم است .
بَشِّرِ الْمُنافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً .
رازى گفته است : خدا از باب طعنه ، بشارت را در عذاب به كار برده است ؛ چنانكه عرب مىگويد : « تحيتك الضرب و عتابك السيف ؛ درودت زدن و سرزنشت شمشير است » .
اشكال سخن رازى اين است كه روش قرآن بسيار دور از طعنه و تمسخر است . بنابراين ، درست آن است كه بگوييم مراد از بشارت صرف خبر دادن است و در صورتى كه قرينه موجود باشد ، به كار بردن آن در چيزى كه مورد نفرت است جايز خواهد بود ؛ چنانكه اين موضوع را پيشتر در عنوان « واژگان » بيان كرديم .
الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً .
هركدام از ما مىخواهيم كه در اين جهان مورد توجه قرار گيريم : برخى از مردم مىخواهند به پاكى و صلاح و يا به فهم و دانش شهرت يابند ؛ لكن برخى از مردم شهرت را به هر وسيلهاى كه ممكن باشد مىخواهند و براى آن دينشان را به