نشوز از سوى شوهر است ؛ بدين ترتيب كه وى زوجهاش را اذيت مىكند ، يا نفقه به او نمىدهد و يا اگر بيش از يك زن داشته باشد ، سهم او را [ از لحاظ پهلوخوابى و . . . ] رعايت نمىكند . اين آيه دربارهء بيم زوجه از نشوز زوج و يا بىمهرى زوج به او سخن گفته است . مقصود از « اعراض » اين است كه شوهر از پهلوخوابى با زن و رفتن در بستر او خوددارى كند ؛ به گونهاى كه اين عمل وى نشاندهندهء بىمهرى او به همسرش باشد . اما اگر اين برخورد شوهر به سبب اشتغال و مشكلات باشد ، در اين صورت بايد زن ، شوهرش را معذور بدارد و اين مشكل را تحمل نمايد . البته ، مادام كه شوهر به او محبت داشته باشد .
فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً .
هرگاه زن بيم آن داشته باشد كه بىميلى شوهرش به او به طلاق بينجامد و يا اينكه شوهرش او را در حالتى رها كند كه نه شوهردار گفته شود و نه طلاق داده شده ، در اين حالت ، براى هيچكدام اشكالى ندارد كه هردو ، مستقيما و يا به واسطهء يكى از اشخاص نيكوكار با يكديگر توافق و مصالحه كنند ؛ بدين ترتيب كه زن از برخى حقوق مادى و يا اخلاقى چشم پوشد تا در پناه شوهرش باقى بماند و با او زندگى آرام داشته باشد .
وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ ؛
صلح بهتر از جدايى و طلاق است ؛ زيرا در حديث آمده است :
« منفورترين حلال در نزد خدا طلاق است » . بايد اشاره كرد كه آنچه را زن مىبخشد براى اينكه شوهرش به او محبت نشان دهد و يا او را طلاق دهد ، تنها در صورتى حلال است كه بخشش او از طيب خاطر باشد . خداوند مىفرمايد :
« فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً ؛
« 1 » اگر پارهاى از آن را به رضايت به شما بخشيدند ، بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود » .
وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ ؛
يعنى بخل پيوسته در نفوس مردم وجود دارد و از آن حتى در لحظهء بخشش ناپديد نمىشود ؛ زيرا آن حرصى كه شخص بخششكننده
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 4 .