استعداد اشاره كرده است :
« وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ ؛
« 1 » او را به دو راه هدايت كرديم » . مراد از نصيب مفروضى كه شيطان در انسان دارد ، همان استعداد او براى بدى است كه يكى از دو راه مىباشد . بنابراين ، لفظ شيطان ، كنايه از همين استعداد است .
ما در اوايل جلد اوّل دربارهء اينكه مراد از شيطان چيست ؟ سخن گفتيم . بعيد نيست ، اين سخن كه بر زبان شيطان آمده است :
« لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً »
تصويرى باشد از واقعيت حال گناهكارانى كه در آنان جانب استعداد بدى بر جانب استعداد نيكى غلبه كرده است و خطاب حقيقى با خدا نباشد .
سياست شيطان و علم جديد
گويندهاى مىگفت : انديشه شيطان در زمانى بر خردهاى مردم تسلط داشت كه علم صرفا سخنانى بود كه در جلسات درس ايراد مىشد و سطرهايى بود كه صفحات كتابها را پر مىكرد و از اين مرحله فراتر نرفته و جز اندكى ، به مرحلهء عمل نمىرسيد . اما امروز ، انديشهء شيطان با انواع توجيه و تفسيرهاى خود به صورت خرافه و افسانه درآمده است ؛ چراكه علم ، معيارى براى هرحقيقت ، پايهاى براى هر گامى كه انسان بخواهد بردارد ، نيرويى در هر ميدان و معجزهاى گشته است كه آهن را به حركت درمىآورد تا هزاران متر زمين را بشكافد و نهرهايى از طلا ( نفت ) در آن جارى سازد ، به سوى ماه و مريخ پرواز كند و مردم زمين را از آنجا مخاطب قرار دهد و آنچه را مشاهده كرده براى آنها نقل كند .
پاسخ : گمان نمىكنم كسى مقام علم و فوايد آن را انكار كند و اينكه علم ، نيرو و ثروتى است كه مردم بهسان روزهدارى كه به آب احتياج دارد ، بدان نياز دارند ؛ لكن همه مىدانند كه در علم همانند انسان هم استعداد خير وجود دارد و هم استعداد شرّ .
هنگامى كه علم به سوى خير رو مىآورد ، غذا براى گرسنگان و لباس براى برهنگان
هامش
( 1 ) . بلد ( 90 ) آيهء 10 .