گفته است : كسى كه بر ذكر خدا در حال قيام ، قعود و خوابيدن به پهلو دست يابد ، به « وجود » دست يافته است .
فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً .
مراد از « كتاب » اين است كه نمازهاى پنجگانه مكتوب و واجب است و مراد از « موقوت » اين است كه اين نمازها به اوقاتى مشخص در صبح و شب محدودند .
مقصود آن است كه هروقت جنگ پايان يافت و خوف از بين رفت ، بر شماست كه نماز را در اوقات خود انجام دهيد و آن را سبك نشماريد . ما ، در آيات سابق دربارهء نماز و اهميتى كه اسلام براى آن قائل است و اينكه ترك آن به كفر منجر مىشود سخن گفتيم .
سؤال : آيه ، نماز خوف را در زمانى واجب قرار داده است كه جنگ با ابزارى چون شمشير ، نيزه و خنجر صورت مىگرفت ، اما اكنون سلاحهاى جنگى به ابزارى جهنمى كه مىدانيم ، تحول يافتهاند . بنابراين ، با برداشته شدن موضوع نماز خوف ، بايد اين نماز نيز برداشته شود .
پاسخ : سبب وجوب اين نماز ، خوف است ، با صرفنظر از اينكه جنگ و ابزار آن قديمى باشد و يا جديد و حتى اگر خوف به سبب عوامل ديگرى غير از جنگ باشد ، كوتاه كردن نماز چه از لحاظ مقدار و چه از لحاظ كيفيت جايز است .
صاحب جواهر گفته است : « هرگاه كسى از سيل ، درنده ، مار ، آتشسوزى و يا چيزهايى ديگر بترسد ، جايز است نماز خوف به جاى آورد و نماز را ، هم از لحاظ تعداد ركعات و هم از لحاظ كيفيت كوتاه كند ؛ زيرا ميان عواملى كه موجب خوف مىشوند هيچگونه فرقى وجود ندارد . ازاينرو ، از امام صادق عليه السّلام سؤال شد : كسى كه از درنده و يا دزد مىترسد ، چگونه نماز بخواند ؟ امام عليه السّلام فرمود : تكبير گويد و اشاره كند » .