و گناهى مرتكب نشدهايد هرگاه از باران در رنج بوديد يا بيمار بوديد سلاحهاى خويش بگذاريد ؛ ولى هوشيارانه مواظب دشمن باشيد . هرآينه خدا براى كافران عذابى خواركننده آماده ساخته است . ( 102 )
و چون نماز را به پايان برديد خدا را ايستاده يا نشسته و يا به پهلو خوابيده ياد كنيد و چون از دشمن ايمن گشتيد نماز را تمام ادا كنيد كه نماز به مؤمنان در وقتهاى معين واجب گشته است . ( 103 )
تفسير
نماز هيچوقت ترك نمىشود ، حتى در حال بيمارى و جنگ و نيز در مسافرت كه به طريق اولى ترك نمىشود . هر مكلفى نماز را برحسب توان خود ، ايستاده و يا نشسته به جاى مىآورد و اگر از به جا آوردن نماز در اين دو حالت ناتوان باشد ، در حالىكه به پهلو خوابيده است بايد نمازش را بخواند ، حتى بر شخص گنگ واجب است كه زبانش را حركت دهد و به جاى نطق با دستش اشاره كند . تفصيل اين مسئله در كتابهاى فقه موجود است .
وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا .
اين آيه همانند آيات سابق دربارهء احكام جهاد و خوف نازل شده است ، زيرا سياق همهء آنها يكى است . به علاوه دليل روشنتر از سياق بر اثبات نظريهء فوق ، اين سخن خداست :
« إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا » ؛
چراكه مراد از فتنه در اينجا قتل است . مراد از
« ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ » ،
سفر است ؛ زيرا
« فِي الْأَرْضِ »
در اينجا براى بيان قيد و شرط نيست ، بلكه از باب اين است كه سفر غالبا در زمين انجام مىشود .
مراد از
« فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ »
وجوب و الزام است ، نه رخصت و جواز . چراكه روايات آن را به الزام تفسير كرده است ؛ از اين قبيل است آيهء طواف :
« فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما » !
« 1 » از آنجا كه آيه دربارهء نماز خوف وارد شده ، نه دربارهء نماز شكسته ، مراد از اين
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 158 .