ضرر او ، بهويژه در آنچه به حفظ اموال و خونها مربوط مىشود ؛ امّا باطن او به خداى يگانه موكول مىگردد .
تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ .
اين جمله ، به اين معنا دلالت دارد كه انگيزهء قتل آن مرد ، چشم طمع دوختن به مال او بوده است و طمع ، افراد آن گروه اعزامى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را واداشت كه خيال كنند ، تظاهر او به اسلام براى نجات است ؛ چراكه بسيار اتفاق مىافتد كه انسان خودش را بر خلاف واقعيت خود تصور مىكند .
ازاينرو واقعيت خودش چيزى است و تصور انسان از خودش چيزى ديگر ، با اينكه تصورش عين خودش و خودش عين تصورش مىباشد ، و اين امر ، از ويژگىها و شگفتىهاى انسان است . درهرحال ، خداوند آن گروه مسلمان را از اشتباهى كه مرتكب شدهاند آگاه مىسازد و اينكه آنها خيلى زود به دنبال غنيمت رفتند ، درحالى كه غنيمتها و نعمتهاى خدا قابل شمارش نيست و خدا مىتوانست به جاى مال مقتول ، از اين نعمتها ، چند برابر به آنان عطا كند .
كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ .
اين سخن ، ردّى است بر آنان و نقض كردن عمل ايشان از طريق منطق عقل و وجدان ؛ بدين ترتيب كه شما قبلا مشرك بوديد و با همان كلمهاى كه آن مقتول به زبان آورد ، شما در اسلام داخل شديد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را از شما پذيرفت و بدان وسيله خونها و مالهاى شما محفوظ ماند . بنابراين ، آنچه را پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از شما پذيرفت ، شما نيز بايد از آن مقتول مىپذيرفتيد . بسيارى از مردم اينچنين هستند ؛ بدين معنا كه مىخواهند ديگران با بهرهء اندكى خشنود شوند ؛ لكن خودشان جز در برابر بهرهء زياد ، خشنود نمىشوند .
فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ؛
خداوند بر شما منت نهاد ؛ زيرا به صرف اينكه كلمهء شهادت را بر زبان جارى كرديد ، اسلام شما را پذيرفت و شما را از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قرار داد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دربارهء آنچه در دلهايتان مىگذشت جستجو نكرد . بنابراين ، چرا آنگونه كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با شما رفتار كرد ، با ديگران رفتار نكرديد ؟