پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پس از گذشت سيزده سال از آغاز دعوت ، به مدينه هجرت كرد و به همراه او شمارى از مسلمانان و از جمله ، آنانكه از وى درخواست اجازهء جنگ با مشركان را مىكردند ، هجرت كردند . وقتى كه در مدينه تعداد مسلمانان فزونى يافت و توان دفاع از خود را پيدا كردند ، خداوند به آنان دستور داد تا به منظور محفوظ ماندن از شرّ مشركان ، با آنان به جهاد بپردازند ، درحالىكه در گذشته ، چون شمار مسلمانان اندك بود آنان را از جهاد منع كرده بود ؛ زيرا حكمت خداوند بر آن قرار گرفته است كه امور برطبق سنتها و عوامل خود جريان پيدا كند و دين او از طريق وسايل بشرى ميان مردم گسترش يابد ، نه اينكه با قدرت عالى او همچون بارانها و طوفانها بر آنان تحميل شود .
هنگامى كه موضوع قتال جدّى شد ، همانانى كه براى جنگ با مشركان در مكه ، شتابان ، ابراز شجاعت مىكردند و اجازه جنگ نداشتند ، به ناله و هراس افتادند .
كسانىكه از روى احساسات به دفاع مىپردازند ، نه از روى انديشه ، وضعيتشان همينگونه است . آنان تنها در مرحله شعار و هوس ، طالب جنگند ، امّا وقتى كه نياز به جنگ شدّت پيدا مىكند و وقوع آن قطعى مىشود ، عقبنشينى مىكنند .
البتّه لزومى ندارد كه اين گروه از منافقان و يا از كسانى باشند كه در دين خود شك دارند ؛ زيرا آنها گاهى منافق و گاهى از ضعيفانى هستند كه از مرگ مىترسند و زندگى را بر شهادت در راه حق ترجيح مىدهند . آيهاى كه ما درصدد تفسير آن هستيم ، به اين گروه از مسلمانان اشاره مىكند كه اشتياقشان به جنگ در مكّه بود و ترسشان از جنگ در مدينه آشكار شد . ما پيش از پرداختن به تفسير آيه ، مطالبى را به عنوان مقدّمه براى توضيح مطلب بيان كرديم .
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ .
مراد از « الّذين » كسانى هستند كه در مكّه بىصبرانه مشتاق جنگ بودند . و جملهء
« قِيلَ لَهُمْ . . . »
اشاره بدان دارد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنان را به صبر و خوددارى از جنگ توصيه مىكرد و به