تبطئة : از « ابطاء » گرفته شده و مراد از آن در اينجا ، درنگ كردن و خوددارى [ در حمل سلاح ] است .
شهيد : در اينجا يعنى حاضر .
اعراب
« ثُباتٍ »
حال براى واو در
« انْفِرُوا »
و
« جَمِيعاً »
نيز حال است . « لام » در
« لَمَنْ »
براى ابتدا و بر اسم
« إِنَّ »
داخل شده است . « لام » در
« لَيُبَطِّئَنَّ »
جواب قسم محذوف و تقدير آن « اقسم ان منكم ليبطئن » مىباشد . قسم و جواب آن ، صله براى « من » است . « كان » براى تشبيه و مخفّفه از ثقيله است و اسم آن ، ضمير شأن محذوف است ؛ يعنى ( كانّه ) .
جملهء
« لَمْ تَكُنْ »
خبر است و جملهء « كان » با اسم و خبر آن ، محلّى از اعراب ندارد ؛ زيرا يك جملهء معترضه ، ميان
« لَيَقُولَنَّ »
و مفعول « قول » ، يعنى « يا ليتنى كنت معهم » به شمار مىرود . « ياء » براى تنبيه است ، نه براى ندا و منادا بنابر قول ضعيف ، محذوف است .
« فَأَفُوزَ »
منصوب به « أن » مقدّره بعد از « فاء » است و مصدر مؤوّل ، عطف بر مصدر برگرفته از معناى
« لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ »
مىباشد و تقدير « ليت كان لي الحضور معهم فافوز » است .
تفسير
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ .
اين آيه ، از آياتى است كه مردم را به جهاد تشويق مىكند . آيات بسيارى دراينباره ، پيشتر گذشت و آيات بيشترى خواهد آمد ؛ لكن اين آيه وجوب حركت همگانى و بسيج تمامى امّت را به سوى جنگ ، در صورتى كه شرايط اقتضا كند ، ايجاب مىكند . اين نكته دلالت بر آن دارد كه اسلام ، دشمنانى داشته كه عليه آن توطئهها مىكردهاند و نيز مسلمانان را منازعانى بوده كه با آنان به ستيز برمىخواستند و آنها را از دين خود منحرف مىساختند . امروز نيز اسلام