كه من به آنها ستم كردم ، بيشترند » . بديهى است كه نفس انسان ، اين تصور را براى انسان به وجود مىآورد كه او نيكوكار ، عابد و مظلوم است و فريب اين اباطيل را جز فردى نادان و خودخواه نمىخورد .
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً .
و چون ايشان را گويند كه به آنچه خدا نازل كرده و به پيامبرش روى آريد ، منافقان را مىبينى كه سخت از تو روىگردان مىشوند ؛ زيرا به خدا و رسول او ايمان ندارند ، و چيزى مايهء آرامش آنان نيست جز دنياى نقد و زودگذر كه از هرراهى برايشان فراهم شود .
فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ .
بزرگترين مصيبت براى منافقان آن است كه ماهيت آنان ، آشكار شود و در انظار عموم رسوا گردند ؛ زيرا در اين صورت مردم به خيانت ، نيرنگ ، دروغ ، مكر ، فريب ، ترس و پستى آنها پى مىبرند .
ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً .
منافقان با فروتنى و چاپلوسى نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىآيند و عذرهايى مىآورند ؛ امّا خدا و رسول او و مردم مىدانند كه آنان دروغ مىگويند و ايمانشان را سپر و پناهى براى حفظ خود از ذلّت و مجازات ، قرار مىدهند .
فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ ؛
يعنى به كار منافقان ، بىاعتنا باش و عذر آنان را مپذير ؛ زيرا منافقان از پذيرش تو در رسيدن به اهداف شوم خود ، سوء استفاده مىكنند . آنان را مجازات نيز نكن ؛ زيرا منافقان ، هرچند به صورت ظاهر ، عذر جستهاند .
وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله منافقان را به گونهاى به تقواى خدا دستور مىداد كه آنان احساس كنند اشتباه كردهاند و بايد از طريق توبه و زارى در صدد پاك كردن خود برآيند . اين ، اصلى اسلامى است كه در مجازات هر مجرمى شتاب نمىكند و او را از عفو و بخشايش نااميد نمىسازد ، بلكه تمامى راههاى اصلاح او را مىآزمايد [ چنانكه خداوند به حضرت موسى دستور مىدهد ] :
« اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ