تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
منافقان ، خود ، خويشتن را تكذيب مىكنند ؛ زيرا داورى اهل حقّ را انكار و به اهل باطل رجوع مىنمايند ، با اين‌كه اسلام به آنان دستور مىدهد از گمراهان و طرفداران باطل اعراض كنند ، لكن واقعيّت بر دروغ و نفاق چيره مىشود و ادّعاى منافقان را باطل مىسازد . نويسندهء مجمع البيان گفته است : يك يهودى و يك منافق از مسلمانان با يكديگر نزاع كردند . مرد يهودى گفت : تو را نزد محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىبرم تا ميان ما داورى كند ؛ زيرا او مىدانست كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله رشوه نمىگيرد و در قضاوت ، ستم نمىكند . منافق گفت : ميان من و تو كعب الاشراف - يهودى - داورى كند ؛ زيرا او مىدانست كه كعب الاشراف ، رشوه مىگيرد و در قضاوت ستم مىكند . علىرغم اين‌كه مىدانيم بيشتر مفسران قرآن به اسباب نزول مطمئن نيستند و از خود حادثه ، سبب نزول را برداشت مىكنند ؛ لكن نمونه‌اى را نمىيابيم كه معناى آيه را بيشتر از حادثه‌اى كه نويسندهء مجمع آن را يادآور شده است ، بيان كند . منافق ، داورى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ردّ كرد ؛ زيرا او به محمّد صلّى اللّه عليه و آله و دين او كافر بود ؛ امّا يهودى به يهوديّت ايمان داشت . باوجوداين وى قضاوت يهودى را ردّ كرد و خواستار قضاوت محمّد صلّى اللّه عليه و آله شد ، علىرغم اين‌كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و دين وى را قبول نداشت . راز اين كار ، سودى بود كه آن يهودى از قضاوت محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىبرد . اين پديده تنها به يهود اختصاص ندارد . لذا هركسى كه از دين و يا قانونى ، خير و منفعتى به دست آورد ، نمىتوان به او و دينش اعتماد كرد ، مگر پس از آن‌كه آزمايش شود ؛ زيرا افراد بسيارى هستند كه ثروت هنگفتى را به دست مىآورند ، تنها به اين علّت كه مردم به ايمان آنان اعتماد مىكنند ، درحالىكه چه‌بسا اين افراد از مصاديق آيه 11 سوره حج باشند :
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ . . . ؛
از ميان مردم كسى است كه خدا را با ترديد مىپرستد . اگر خيرى به دو رسد دلش بدان آرام گيرد و اگر آزمايشى پيش آيد رخ