ديگر صحيح است ؛ زيرا اسباب و علل اين امور در دست عرف است ؛ امّا در احكام دينى قياس صحيح نيست ؛ چراكه شريعت ميان امور مختلف جمع كرده است ؛ چنانكه در موجبات وضو ملاحظه مىكنيم كه هم خواب ، ناقض وضو است و هم ادرار . همچنين امور مشترك را از يكديگر جدا ساخته است ؛ زيرا قطع دست كسى را كه يك درهم بدزدد ، واجب قرار داده ؛ لكن در مورد كسى كه صدها هزار درهم را غصب مىكند ، اين حكم را واجب نكرده است [ در صورتى كه شرايط ويژهء شرعى را دارا نباشد ] .
إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ .
نويسندهء مجمع البيان گفته است : « چهقدر روشن و آشكار است تفسير اين آيه » و من مىگويم : « چهقدر زيبا و لطيف است اين تفسير » .
ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا ؛
يعنى اطاعت خدا و رسول و ارجاع حكم مورد اختلاف به كتاب و سنّت ، فرجام پسنديدهترى خواهد داشت . اين معنا در صورتى صحيح است كه ما « تأويل » را به « مآل » تفسير كنيم ؛ لكن برخى گفتهاند : مراد از تأويل ، تفسير است . در اينصورت ، معناى آيه چنين مىشود : تفسير خدا و رسول دربارهء واقعه مورد اختلاف شما ، از تفسير خودتان بهتر است . در هرصورت ، لفظ تأويل احتمال هردو معنا را مىدهد .