حضرت فرمود : « پروردگارا ! حقّ را با على بگردان ؛ هرگونه كه او گردش كند » .
همچنين امام ابن حنبل ، ترمذى ، حاكم و ابن حجر روايت كردهاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « من در ميان شما دو چيز سنگين و باارزش را باقى گذاشتم ، مادام كه به آنها تمسّك جوييد هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد : كتاب خدا و عترت من ، اهل بيت من » . و نيز مشهور است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « مثل اهل بيت من در ميان شما مثل كشتى نوح است ؛ هركه بر آن سوار شد نجات پيدا كرد » .
دهها حديث ديگر نيز دراينباره نقل شده كه تمامى آنها در كتب و صحاح اهل سنّت ثبت گرديده و در منابع آنان به چشم مىخورد . علماى شيعه اين احاديث را جمعآورى كرده و تأليفات ويژهاى در قديم و جديد درباره آنها داشتهاند . به عنوان مثال : برخى از كتابهاى قديم عبارتند از : كتاب الشافى از شريف مرتضى ، تلخيص اين كتاب از شيخ طوسى و نهج الحق از علّامه حلّى ، امّا برخى از كتابهاى جديد عبارتند از : جلد سوم اعيان الشيعه از سيد محسن امين ، دلائل الصّدق از شيخ مظفّر و المراجعات از شرف الدّين .
بهطور كلى شيعه و سنّى هردو به « عصمت » به عنوان يك اصل اعتقاد دارند . « 1 »
همچنين شيعه و بسيارى از اهل سنّت اتفاقنظر دارند كه « اولى الامر » كه در آيه ذكر شده ، بايد معصوم باشند و نيز اتفاقنظر دارند كه دليل بر عصمت اولى الامر آن است كه خدا اطاعت آنان را واجب گردانيده ؛ چنانكه اطاعت خدا و رسول را واجب كرده است . لكن شيعه و سنّى دربارهء اينكه از اولى الامر معصوم ، چه كسانى اراده شده ، اختلاف دارند : آيا مراد از آنان ، اهل حلّ و عقد مىباشند و يا اهل بيت عليهم السّلام ؟
هامش
( 1 ) . انديشهء عصمت تنها به شيعه و سنى اختصاص ندارد ؛ زيرا به عنوان مثال : مسيحيان به عصمت پاپ ، كمونيستها به عصمت ماركس و لنين ، چينىها به عصمت مائوتسه تونگ ، اخوان المسلمين به عصمت حسن البنّا ، پان عربيستهاى سورى به عصمت آنتوان سعاده و نيز هر گروهى به عصمت رئيس ، مؤسس و بنيانگذار اصول خود اعتقاد دارند . ما در هنگام تفسير آيهء 124 سورهء بقره ، تحت عنوان « امامت و انديشهء عصمت » در جلد اوّل اين كتاب به تفصيل سخن گفتيم .