براى مفعول مطلق محذوف و در تقدير « ظلما مثقال ذرّة » مىباشد و
« تَكُ »
ناقصه و ضمير مستتر در آن ، به
« مِثْقالَ ذَرَّةٍ »
برمىگردد و
« حَسَنَةً »
خبر آن است . اصل
« تَكُ » ،
« تكون » به ضمّ نون بوده است كه ضمّه به سبب جزم و « واو » به التقاى ساكنين ( واو ، نون ) حذف شده است . آنگاه « نون » به جهت تخفيف ، حذف و « تك » شده است . اين واژه در قرآن ، هم با حذف نون وارد شده ؛ همانند اين آيه و هم با ثبوت نون آمده است ؛ نظير آيهء
« إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً » .
« كيف » براى انكار و موضع آن رفع است ؛ زيرا خبر مبتداى محذوف و تقدير آن « فكيف حال هؤلاء » است .
« مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ »
متعلّق به محذوف و حال براى « شهيد » است .
« شَهِيداً »
حال براى ضمير
« بِكَ »
مىباشد .
« لَوْ »
مصدريه و به معناى « ان » است و مصدر مؤوّل از آن و فعل
« تُسَوَّى » ،
مفعول
« يَوَدُّ »
مىباشد [ كه تقدير « يودّ تسويه الارض » است ] .
« لا يَكْتُمُونَ »
عطف بر
« يَوَدُّ »
است . لفظ
« اللَّهَ »
منصوب به نزع خافض و در تقدير « لا يكتمون عن اللّه حديثا » است .
تفسير
إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ .
پس از آنكه خداى سبحان به پرستش خود و نيكى به پدر و مادر و به كسان ديگرى كه آنها را نام برد ، دستور داد و نيز پس از آنكه بخل ، انفاق از روى خودنمايى و پنهان كردن نعمتهاى الهى را نكوهيد و همچنين متكبّران و ياران شيطان را به عذاب تهديد كرد ، پس از همه اينها خداى سبحان با تأكيد بيان فرموده است كه پاداش عمل هيچكس را هرچند به مقدار ذرّهاى باشد كم نخواهد كرد ، بلكه از باب تفضّل به مؤمنان ، پاداش آنها را دوچندان مىكند : « اگر نيكىاى باشد آن را چند برابر مىكند و از جانب خود مزدى بزرگ مىدهد » . واژهء
« مِنْ لَدُنْهُ »
در اين آيه اشاره بدان دارد كه خدا نيكوكار را در برابر نيكىهايش پاداش مىدهد . آنگاه آن را چندين برابر افزايش مىدهد .
آيا خدا كسى را كه از او اطاعت مىكند از باب وجوب و استحقاق ، پاداش مىدهد ،