تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
زيرا در هنگامى كه دو نفر با يكديگر عقد و يا پيمان مىبندند با يكديگر دست مىدهند .

اعراب

« لِلرِّجالِ نَصِيبٌ »
مبتدا و خبر است .
« مِمَّا اكْتَسَبُوا »
متعلّق به محذوف و خبر از مبتداى محذوف است . گويا شخصى مىپرسد : اين نصيب چيست ؟ در پاسخ گفته شده است : اين نصيب از آن چيزى است كه به دست آورده‌اند . البتّه ، بنابراين‌كه « من » در
« مِمَّا »
براى بيان باشد و نه براى تبعيض ؛ چراكه اين نصيب ، تمام آن چيزى است كه به دست آورده‌اند و نه برخى از آن .
« مَوالِيَ »
مفعول اول براى جعلنا و
« لِكُلٍّ »
متعلّق به محذوف و مفعول دوم آن است . تقدير آن چنين است : « جعلنا موالى وارثين لكلّ مال « 1 » تركه الوالدان و الاقربون » . بنابراين ، « من » در
« مِمَّا »
براى بيان است ، نه براى تبعيض . گويا كسى مىگويد : مالى كه موالى آن را به ارث مىبرند كدام است ؟ در پاسخ گفته مىشود : تمامى آن چيزى است كه پدر و مادر و خويشاوندان بر جاى گذاشته‌اند .
« الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ » .
« الَّذِينَ »
مبتدا و خبر آن
« فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ »
است . جايز است كه فاء بر خبر داخل شود ؛ زيرا اسم موصول ، بوى شرط مىدهد .

تفسير

وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ .
ظاهر نهى در آيه آن است كه انسان نبايد آنچه را از فضل و نعمت ديگرى مىپسندد و نيكو مىشمارد براى خود آرزو كند ؛ خواه زوال نعمت را از ديگرى بخواهد كه به اين آرزو ، حسد گفته مىشود و
هامش
( 1 ) . اگر ما نيز مانند ديگران « لكل انسان » در تقدير بگيريم ، موالى از جمله تركهء انسان خواهد بود و در اين‌صورت معنى فقط با تقدير محذوف درست خواهد شد ؛ اما اگر « لكل مال » در تقدير بگيريم ، معنى بدون هيچ حذفى درست خواهد بود .