تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
زنان همچون حيوانات برخورد كرد و آنها را به عنوان ميراث گرفت ؛ چنان‌كه اهل جاهليت اين كار را مىكردند . آنان همسر ميت را از جمله تركهء او به شمار مىآوردند . وقتى كسى از دنيا مىرفت ، ولىّ او - چنان‌كه نقل مىكنند - لباسى را روى زوجهء ميت مىانداخت و با اين كار بر وى دست مىيافت ؛ چنان‌كه شخصى غنيمت را در اختيار مىگيرد . آن‌گاه اگر مىخواست ، با وى ازدواج مىكرد و اگر تمايل نداشت ، او را به ازدواج ديگرى درمىآورد و مهرش را مىگرفت ؛ چنان‌كه كالايى مىفروشد و بهاى آن را مىگيرد . اگر هم مىخواست ، آن زن را در خانه نگاه مىداشت و بر او سخت مىگرفت تا آن‌جا كه اين زن ، خود را فداى خواستهء او مىكرد . برخى گفته‌اند : در اين‌جا ظاهر آيه ، مراد نيست ، بلكه مضاف ، حذف شده و تقدير آن ، چنين است : « لا يحل لكم ان ترثوا اموال النساء كرها » . يك نمونه از ارث اجبارى ، اين بود كه زن تحت سرپرستى يكى از نزديكانش ( مثل برادر ) قرار مىگرفت و اين زن داراى مقدارى دارايى بود . آن‌گاه برادر اين زن براى اين‌كه از وى ارث ببرد ، او را از ازدواج منع مىكرد ؛ چراكه اگر وى ازدواج مىكرد ، وارث او شوهر و فرزندانش بودند . ازاين‌رو ، اسلام دستور داد كه بايد زن در ازدواج خود آزاد باشد و با نهى به ارث بردن اجبارى زن ، در حقيقت از جلوگيرى از ازدواج او نهى كرد ؛ زيرا ارث ، مراد اصلى و جلوگيرى از ازدواج ، تنها وسيلهء دستيابى به اين هدف بوده است . از نظر ما ، هيچ اشكالى ندارد كه كسى تفسير اوّل را برگزيند ، يا تفسير دوم را و يا هردو را ؛ زيرا اسلام هم ، از اين‌كه با زن به عنوان اموال بر جاى مانده از ميت برخورد شود ، نهى مىكند و هم به زن در امر ازدواج و انتخاب همسر آزادى مىدهد .
وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ .
همان‌گونه كه براى شوهر روا نيست كه همانند حيوانى ، زن را تملك كند و يا از ازدواج جلوگيرى نمايد ، همچنين براى او روا نيست كه زن را اذيت و آزار دهد كه وى مهرش را به او ببخشد تا خود را از او و از بدرفتارى او نجات دهد . اگر زن در چنين حالتى مهرش را ببخشد و مرد از وى