برخوردار سازد » . و آيهء 11 سورهء حجرات :
« وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ؛
كسانى كه توبه نمىكنند ، آنان همان ستمكارانند » .
حقيقت آن است كه وجوب توبه نياز به دليل ندارد ؛ زيرا از قضايايى است كه دليل آن با خودش است ؛ چراكه هرانسانى با فطرت خود درك مىكند كه انسان گناهكار بايد از گناهش معذرت بخواهد و از كسى كه به او بدى كرده ، درخواست گذشت كند .
عرف تمام دولتها و ملتها نيز بر همين جارى شده است ؛ حتى اگر تجاوز [ به دولت و يا فرد ديگر ] از روى خطا و بدون قصد صورت گرفته باشد ؛ به عنوان مثال : هرگاه هواپيماى كشورى ، حريم فضايى كشور ديگرى را نقض كند و يا يكى از كشتىهايش ، بدون اجازهء قبلى ، به آبهاى منطقهاى تجاوز نمايد ، لازم است از آن كشور بهطور رسمى عذرخواهى كند ، و گرنه عرفا و قانونا محكوم خواهد بود . از اين رو ، هر آيه و روايتى كه بر وجوب توبه دلالت كند ، در حقيقت تقرير و بيان حكم فطرت است و تأسيس و تشريع جديدى براى وجوب توبه محسوب نمىشود .
بنابراين ، اگر كسى گناه كند و به دنبال آن توبه نكند ، دوبار گناه كرده است : يك بار به جهت ارتكاب گناه و بار ديگر به سبب ترك توبه . بدتر از ترك توبه ، شكستن توبه و بازگشت به گناه است ، پس از آنكه با خدا عهد كرده كه از دستورات او فرمانبردارى كند . خدا مىگويد :
« عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقامٍ ؛
« 1 » آنچه را در گذشته كردهايد خدا عفو كرده است ؛ ولى هركه بدان گناه بازگردد خدا از او انتقام مىگيرد كه خدا پيروزمند و انتقامگيرنده است » . در حديث است : « ادامه دهندهء گناه ، درحالىكه از آن طلب آمرزش مىكند ، بهسان تمسخركننده » . . .
« اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ؛
« 2 » خداست كه آنها را استهزا مىكند و وا مىگذاردشان تا همچنان سرگردان بمانند » .
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 95 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 15 .