قرارند : پدر و مادر ، مدرسه ، جامعه ، محيط و از اينگونه امورى كه در شكلگيرى شخصيت او تأثير دارند و او از خود ، هيچگونه تأثير و توانى ندارد . بنابراين ، نمىتوان گفت : انسان گناهكار و بدكار است ؛ زيرا گناه ، گناه جامعه و شرايط است . وقتى گناه منتفى شد ، توبه نيز از اساس منتفى خواهد شد ؟
پاسخ : صحيح است كه محيط و شرايط انسان بر او اثر مىگذارد ؛ لكن اين مطلب نيز درست است كه انسان و ارادهء او نيز بر موقعيت و محيط وى اثر مىگذارد ؛ چنانكه خود وى نيز از آنها اثر مىپذيرد ؛ چراكه هركدام از انسان و محيط او داراى واقعيتى ملموس است و هرچيزى كه داراى واقعيتى ملموس باشد ، بايد اثرى ملموس نيز داشته باشد ، و گرنه چيزى نخواهد بود . بنابراين ، انسان مىتواند بر شرايط محيط خود اثر بگذارد و اگر نابغه باشد حتى آن را دگرگون سازد و گواه اين موضوع ، حس و وجدان است .
كار محيط و شرايطى كه انسان در آن به سر مىبرد آن است كه ميل و رغبت به ميوههاى اين شرايط را در دل او برانگيزد . بنابراين ، بر انسان است كه مراقب اين ميوهها و آن رغبت باشد ؛ بدين ترتيب كه اگر ميوهها خوب باشد بايد بدان ميل و رغبت كند و گرنه ، آن را متوقف و سركوب كند . البته ، اين كار چندان دشوار هم نيست و اگر انسان در مقابله با شرايط محيط خويش هيچگونه تأثير و توان نداشته باشد ، توصيف او به نيكوكار و يا بدكار ، درست نخواهد بود و پاداش و مجازات باطل خواهد شد و مدح و مذمت از بين مىرود و براى وجود اديان و اخلاق و شرايع و قوانين توجيهى نخواهد بود .
سؤال دوم : شما گفتيد : توبه فرع بر گناه است ، با اينكه مىدانيم پيامبران و امامان عليهم السّلام در پيشگاه خدا توبه مىكردند ، درحالىكه آنان از هرگونه عيب و گناه پاك هستند ؟
پاسخ : پيامبران و امامان از هر آلودگى و معصيتى پاك و بدورند و در اين شكى
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 442
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٤٢