تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
چگونه آنها را تقبيح كند ؟ ! درحالىكه خداوند مىفرمايد : « بگو [ اى پيامبر ! ] : اشياى پاكيزه را براى شما حلال كردم . . . بگو [ اى پيامبر ! ] : چه كسى زينت خداوند را كه براى بندگانش قرار داده ، و نيز رزق‌هاى پاكيزه را حرام كرده است ؟ » . همچنين پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « من از دنياى شما سه چيز را دوست دارم : بوى خوش ، زنان و روشنى چشمم نماز را » . مقصود از « شهوات » در اين‌جا اشياى خوشايندى است كه انسان به آنها تمايل دارد و هرگاه ، به نحوى كه خود مىخواهد ، بدان‌ها دست يابد اظهار شادمانى ( رشك ) و سعادت مىكند . ممكن است سؤال شود : شهوت متضمّن معناى حبّ است ، چنان‌كه حب معناى شهوت را دربر دارد . بنابراين ، معناى آيه چنين مىشود : مردم به حب ، محبّت دارند و به شهوت ، اشتها ، و چنين معنايى درست نيست ، درحالىكه كلام خداوند بايد به بهترين معنا حمل شود . پاسخ : محبت انسان بر دو نوع است : اوّل اين‌كه ، آن چيز را دوست دارد و در همان حال دوست ندارد كه آن را دوست بدارد ؛ به اين معنا كه در ژرفاى دلش دوست دارد كه اين محبت به نفرت و كراهت تبديل شود ؛ همانند فردى كه به خوردن مشروب معتاد است و همين نفرت ممكن است روزى باعث شود او از اين مشروب قطع علاقه كند و . . . . نوع دوم اين‌كه به چيزى محبت دارد و از اين محبت خشنود است و آن را به شدّت دوست دارد ؛ همانند شخصى كه به كار خير عادت دارد [ و به اين عادت خود عشق مىورزد ] ، چنان‌كه خداوند از زبان سليمان حكايت مىكند : « من حبّ خير را دوست دارم » . « 1 » و اين نوع محبت ، عالىترين درجهء محبت است و دارندهء آن هيچ‌وقت از
هامش
( 1 ) . ص ( 38 ) آيهء 32 .