نه انسانى كه از بين رفته و نابود شده است .
بهعلاوه ، خداى سبحان ما را با سخن خود چنين مورد خطاب قرار داده است :
« يا بَنِي آدَمَ »
و نيز خطاب كرده است :
« فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ »
« 1 » ، و نيز گفته است :
« إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ » .
« 2 » وقتى ما تمامى اين آيات را در كنار يكديگر قرار دهيم ، چنين نتيجه مىگيريم : « همهء شما از آدم هستيد و آدم از خاك است » ؛ چنانكه در حديث شريف آمده است .
ثالثا ، از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل شده و اين نقل به اثبات رسيده است كه فرمود : « من سيّد و سرور فرزندان آدم هستم » . بنابراين ، آيا هيچ مسلمانى - اين سؤال متوجه شيخ عبده است - حق دارد گمان كند و يا احتمال دهد كه مراد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يك نوع خاص از بشر بوده و نه تمامى افراد بشر ؟
3 .
وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها .
برخى گفتهاند : « من » در « منها » براى تبعيض است و مراد از
« زَوْجَها »
حوّا مىباشد و خداوند او را از پهلوى آدم آفريد و نيز گفتهاند : حوّا را - چنانكه در برخى روايات آمده است - از زيادى گل آدم آفريد .
بر اين نظريه مىتوان بدين ترتيب اشكال گرفت : « من » در « منها » براى تبعيض نيست ، بلكه ممكن است براى بيان باشد ؛ همانند اين سخن خداى متعال :
« وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً » .
« 3 » در اينصورت ، معناى آيه چنين مىشود : هركدام از نفس واحدهء [ آدم ] و زوج او از يك ريشه آفريده شده است و اين اصل عبارت است از خاك ؛ چراكه خداى متعال مىگويد :
« وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ ؛
« 4 » از نشانههاى قدرت اوست كه شما را از خاك بيافريد تا انسان شديد و به هر سو پراكنده گشتيد » .
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيهء 5 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 59 .
( 3 ) . روم ( 30 ) آيهء 21 .
( 4 ) . همان ، آيهء 20 .