تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
مىدهد . فرزندانش پزشكان را بر بالين او مىآورند و آنان تشخيص مىدهند كه آن زن مرده است . پس از اعلان فوت و پخش كارت‌هاى تعزيه و نيز آماده كردن قبر و حضور مردم براى تشييع ، پيرزن چشمانش را باز مىكند و به حاضران مىگويد : سر كارتان برگرديد ؛ مأجور باشيد . بنابراين ، وقتى علم پزشكى از طولانى كردن عمر انسان ناتوان باشد و حتّى نتواند مرگ و زندگى انسان را تشخيص دهد به طريق اولى از دفع مرگ ناتوان خواهد بود .
وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ .
خداوند سبحان در دنيا به اعمال انسان پاداش نمىدهد ، بلكه تنها در روز قيامت است كه پاداش كامل را به اعمال او مىدهد . بسيارى از مفسّران گفته‌اند : خداوند سبحان بخشى از پاداش عمل انسان را پس از مرگ و پيش از قيامت ، به وى مىبخشد و بخش ديگر را در روز قيامت مىدهد و بدين وسيله ، پاداش عمل را كامل مىكند . آنان ادّعا كرده‌اند كه لفظ
« تُوَفَّوْنَ »
بدين معنا دلالت دارد . لكن ما از لفظ
« تُوَفَّوْنَ »
همان را مىفهميم كه از آيهء
« وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوصٍ ؛
« 1 » ما نصيب آنان را بىهيچ كم و كاست ادا خواهيم كرد » درك مىكنيم . اين آيه به‌هيچ‌وجه بر تقسيم پاداش دلالت ندارد . گرچه در حديث آمده است : « قبر ، يا باغى است از باغ‌هاى بهشت و يا گودالى است از گودال‌هاى جهنّم » ؛ امّا اين امر يك چيز است و دلالت
« تُوَفَّوْنَ »
بر تقسيط و تقسيم‌بندى پاداش اعمال ، چيزى ديگر .
فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ .
بلكه اگر كسى از آتش دور شود و داخل بهشت هم نشود ، باز از رستگاران خواهد بود ؛ چراكه بسيارى از فلاسفه ، لذّت را به دفع رنج و سعادت را به عدم شقاوت وصف كرده‌اند .
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ .
خداوند ، دنيا را كالاى فريبنده دانسته است ؛ زيرا انسان با آن مغرور مىشود و فريب مىخورد . يا اين‌كه سبب وصف مزبور آن
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 109 .