تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
وقتى خداوند پيامبرش را به سبب فروبردن خشم و خوش‌رفتارى با اصحابش درحالىكه آنان نافرمانى او را كرده بودند ، مدح مىكند ، پس خود او سزاوارتر است كه بندگان گناهكار خويش را ببخشايد و گشايشى در كار آنها پديد آورد . امام على عليه السّلام در توصيف بارى تعالى مىفرمايد : « كسى كه خشم ، او را از رحمتش بازنمىدارد » . همچنين در دعايى كه روايت شده ، آمده است : « اى كسى كه رحمت او بر غضبش پيشى گرفته است ! » . آن‌گاه خدا حكمت نرمش خوش‌رفتارى پيامبرش را در خطابى كه با او دارد ، بيان مىكند :
وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ؛
اگر تندخو و سخت‌دل مىبودى از گرد تو پراكنده مىشدند . دشمن دشنامت داد و قصد جانت را كرد ، در حالىكه مأموريت تو انجام نگرفته و رسالت تو منتشر نشده بود . مراد از بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، هدايت خلق به سوى حق بود ، و مردم جز به كسى كه دل‌هايشان به سوى او مايل است و در نزد او آرام مىگيرد ، گوش فرانمىدهند . و دل‌ها آرامش نمىيابند و گرايش ندارند مگر به قلبى مهربان و بزرگ همچون قلب محمّد صلّى اللّه عليه و آله كه تمامى مردم را فرامىگيرد و اين قلب ، به سبب نادانى نادان و يا ضعف ضعيف تنگ نمىشود . حتى آن حضرت دستور مىداد كه با حيوانات هم مهربانى كنند و مىفرمود : « وقتى مىخواهيد [ حيوانى را ] ذبح كنيد ، خوب ذبح كنيد . بايد لبهء تيغ را تيز كنيد تا ذبح به راحتى انجام شود » . و فرمود : « [ حفظ و مهربانى به ] هر جاندارى پاداش دارد » . خدا زن بدكاره‌اى را بخشيد ؛ زيرا وى سگى را كه از تشنگى نزديك به مردن بود ، نجات داد .
فَاعْفُ عَنْهُمْ ؛
در مورد حق خودت ، آنها را ببخشاى ؛ چراكه آنها پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در هنگام سختى رها كردند و آن حضرت مجروح گرديد .
وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ
و دربارهء حقوق خداى تعالى ، براى آنان طلب آمرزش كن ؛ چراكه آنها به سبب شكست و ترك جنگ ، فرمان خدا را مخالفت كردند . اين سخن خدا :
« فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ »
تلويحا دلالت بر آن دارد كه خدا از آنها گذشت و آنها را بخشيد و گرنه به پيامبرش