تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
جولان‌هايى دارد ، پايان كار از آن كسانى است كه پايدار باشند و تقوا پيشه كنند ؛ زيرا باطل هرقدر آماده و مستحكم گردد ، نيروها و صفاتى را كه موجب بقاى او مىشود از دست مىدهد و ازاين‌رو ، همواره در معرض نابودى است . در نتيجه ، در هرلحظه‌اى كه حق ، ياران باايمان خود را ، كه براى آن جان‌فشانى مىكنند بيابد ، باطل از بين مىرود و نابود مىشود . آنچه موجب خوشبينى مىشود اين است كه عرب‌ها ، نه‌تنها در مقابل اين واقعيت تسليم نشدند ، بلكه اين محنت و شكست بر صلابت و ارادهء آنان افزوده است . استعمار گمان مىكرد كه طولانى شدن راه ، عرب‌ها را تضعيف و خسته خواهد كرد و نيز اشغال سرزمينشان ، آنها را به تسليم وادار خواهد نمود ، لكن ديرى نگذشت كه اشتباه بودن انديشهء او برايش آشكار گشت و دريافت عرب‌ها در برابر اين حوادث ، جز مقاومت و مبارزه ، حساب ديگرى باز نكرده‌اند ، خواه راه رسيدن به پيروزى طولانى باشد يا كوتاه ، دشوار باشد و يا آسان . ممكن است بپرسيد : اگر مشيت خداوند بر قوانين و سنّت‌هاى معمولى جريان دارد ، پس چرا قوم نوح را با طوفان و قوم هود را با باد سخت و اصحاب فيل را با بارانى از سنگ‌ها هلاك و شهرهاى قوم لوط را زيرورو كرد و علّت آن هم - آن‌چنان كه در قرآن آمده - چيزى جز نافرمانى و مخالفت با حق نبود ؟ پاسخ : حكمت الهى اقتضا كرد اين موارد ويژه را ، كه به دست پيامبران او انجام شد ، استثنا كند ، امّا اين‌گونه حوادث بار ديگر تكرار نشد و دامن همهء كافران و گناهكاران را نگرفت . بنابراين ، قياس بر آنها قياس به اندك و نادر است . پرسش دوم : چرا حق در تمام حالات پيروز نمىشود ، با اين‌كه خداوند ، حق و طرفداران آن را دوست دارد و باطل و طرفداران آن را دشمن ؟ پاسخ : اوّلا ، اگر حق در هرحال پيروز شود ، تمامى مردم از آن پيروى مىكنند ؛ زيرا همه دوست دارند پيروز شوند و از باطل نفرت دارند . در اين‌صورت ، نمىتوان ميان
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 266 | محمد جواد مغنية