تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
مىكردند . در يكى از روزها هيئتى از اين جوانان آمدند و گفتند : با ما دربارهء عوامل شكست پنجم حزيران از بعد غير دينى سخن بگو . گفتم : از لحاظ قوانين و سنّت‌هاى حاكم بر زندگى ، هيچ تفاوتى ميان علم و دين وجود ندارد ؛ چراكه ارادهء خداوند در ميان خلق و بندگانش براساس سنّت‌هاى صحيح علمى و علل معمولى جريان دارد و در مورد مؤمنان و كافران يكسان است ؛ به عنوان مثال : كسى كه هنر شنا كردن را مىداند ، به ساحل نجات مىرسد ؛ هرچند كافر باشد و كسى كه اين هنر را نمىداند ، غرق مىشود و در معرض هلاكت قرار مىگيرد ؛ هرچند مؤمن باشد . همچنين اگر كسى خود را در برابر دشمن آماده سازد و دشمن اين آمادگى را نداشته باشد ، پيروز خواهد شد ؛ اگرچه ملحد باشد و كسى كه سستى ورزد و آمادگى پيدا نكند ، شكست خواهد خورد ؛ اگرچه از اولياء اللّه و صدّيقين باشد . خداوند در آيهء 46 سورهء انفال خطاب به اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگويد :
« وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ؛
نزاع نكنيد كه شكست مىخوريد و ابهت شما مىرود و صبر كنيد كه خدا با صابران است » . امام على عليه السّلام مىگويد : « اين گروه - به اصحاب معاويه اشاره مىكند - به سبب اتّحادشان بر باطل خود ، پيروز شدند و شما - خطاب به اصحاب خود - به علت اختلاف دربارهء حقّ خودتان ، شكست خورديد » . بر اين اساس ، حق به صرف اين‌كه حق است ، پيروز نمىشود و باطل به صرف اين‌كه باطل است ، شكست نمىخورد ، بلكه سنّت‌هايى در اين جهان وجود دارند كه جامعه را به پيش مىبرد و بر آن حاكم است و خداوند اين سنت‌ها را كاملا باطل يا تعطيل نمىكند ، چنان‌كه در سنت‌هاى طبيعى نيز چنين است . بنابراين ، تا وقتى كه ما از اهداف دشمن صهيونيستى خود و نيز اهداف پشتيبانان او غافل باشيم و سرزمين عربى به چندين كشور كوچكى تقسيم گردد كه تنها نقطهء مشتركشان واژهء عرب است ، جاى هيچ‌شگفتى نيست كه دشمن با كمك استعمار ، بخشى از سرزمين‌هاى ما را اشغال كند . البتّه بايد گفت : هرچند باطل در ابتدا